مىزد بهطورى كه هيچ نقاشى اين قسم رنگ نمىتواند بزند ، آن ساقه ميان را برداشته به پارچه پيچيد نگاه بدارند اگر ضايع نشود تماشا كردنى است .
دو سه درخت ديگر بود كه ثمر و ميوهى او را ترشىآلات مىكنند و او را از هندوستان مىآورند بسيار خوب مىشود . دو تا هم درخت انبه بود ولى حال نه مركبات و نه اينها هيچكدام ثمر نداشتند همه را چيده تمام كرده بودند . چادر اين بنده را در ميان آن باغ زدند بىصفا نبود . يك تكيه و حسينيه خشت و گلى در اينجا بنا كرده بودند بعد از فوت چراغ خان پيلهورها نشسته داد و ستدى مىكردند ، و مسجد هم با تكيه داير بود خوب بناها در آبادى داشته و باغش هم بسيار بزرگ و خوش طرح بود و خيابانها داشت معلوم بود كه آدم با مدرك زبانفهم بوده است .
ادامه توقف در كهنوج
براى تفريق محاسبات ولايتى و قشونى ابراهيم خان سرتيپ و دستور العمل مأموريت او دوباره به بمپور سه روز در اينجا توقف قرار داد كه محاسبات او را تمام كرده و همچنين محاسبه رودبار را بگذراند كه از اينجا حركت به جيرفت نمايد و آنها هم به مأموريت خود رفته باشند و ردوبدل اسناد ديوانى براى محاسبه ديوان و صدور كتابچه شده باشد . ديگر غير از اينها در اين منزل چيز ديگر نبود نوشته شود .
ترتيب پرداختن مالياتهاى عقب افتاده
در توقف كهنوج رسيدگى به امور مالياتى و رعيتى نمود . مبلغى از هذه السنه باقى بود آنچه معلوم بود به واسطهى تعديات سابق كه به دران خان شده بود و از جهت پريشانى و جوانى كه چندان اقتدارى در خود به هم نرسانده و از ماليات قدرى كلاهكلاه كرده به قروض خود و منفعت او رفته و مبلغى نزد كدخدايان و مباشرين مانده كه به خيال