تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
مردم رودبار با دران خان هرچه خرمن و خوشه داشته آتش زده دست اهل و عيال خود را گرفته به بندرعباسى رفته جلاى وطن نموده بودند . تا اينكه بنده مأمور و وارد كرمان گرديد . دران خان با چند نفر از ريش‌سفيدان منفردا به كرمان نزد بنده آمدند ، بنده آنها را خيلى دلدارى داده مطمئن و اميدوار ساخته و خود دارن خان را مباشر نموده و به همه خلعت داده ، كم‌كم رفته زن و بچه خودشان را آورده‌اند ، و اكثر ريش‌سفيدان و خود دران خان هنوز عيال خود را از بندر نيآورده‌اند ، انشاء اللّه امسال تمامى آن‌ها بعد از تفرقه چندين ساله دلگرم گرديده به اوطان خود خواهند آمد .

نبودن آذوقه در رودبار

مقصود اين است يكى به اين واسطه و يكى هم به واسطه عدم بارندگى آذوقه در رودبار نبود . قبل از اين به محمد حسن خان ضابط جيرفت اعلام كرده بودم كه گندم و جو و كاه از جيرفت حمل رودبار نمايد جيره عليق دو روزه اردو را در اين بيژن‌آباد حاضر كرده بود ، و به واسطه‌ى رفع خستگى خود و اهل اردو ، و مال‌هايى كه ده منزل كاه نخورده و به‌قاعده جو نچريده و آب جارى ننوشيده .

يك روز توقف در بيژن‌آباد

و براى رسيدگى به امور اهالى اين بلوك ، يك روز توقف قرار داد كه مردم رفع خستگى ، و حيوانات نوبر جو و كاه و آب جارى كنند . فى الحقيقه آنچه به تصور بيايد در كمال سختى در اين چند منزل بىآب و آذوقه به سختى تمام به مردم گذشته است . اين بيژن‌آباد اول آبادى آب جارى است . آبش منحصر است به يك نهر كه از عهد قديم از رودخانه‌ى هليل‌رود جيرفت بريده آورده‌اند در اينجا زراعت مىنمايند . در خشك‌سالى اين نهر خشك مىشود آب خوراك اهل بيژن‌آباد از چاه كشيده مىشود . اين آب نهر با اين‌كه از اين