چنان اذيتى نداشت .
استقبال از فرمانفرما
بين راه ابراهيم خان سرتيپ با رؤساى بلوچ و غيره به قدر دويست نفر سوار و جمّازهسوار استقبال كردند « 1 » ، خوانين و كدخدايان رودبارى هم دستهدسته همه جمّازهسوار به استقبال آمدند و كمال مهربانى به سرتيپ و آحاد و افراد و همراهان او و خوانين و كدخدايان رودبارى نمود .
انصافا ابراهيم خان سرتيپ خيلى خوب از عهدهى اين خدمت بشاگرد برآمده . از طرف سرتيپ چهار نفر از بلوچها كشته شده و ده پانزده نفر زخمدار گرديده بودند ، و بهقدر سى چهل نفر از مقصرين بشاگردى كشته و زخمدار شده بود . گرويى معتبر از آنها گرفته و تمام ماليات آنها را اخذ داشته است ، مفسدين و متمردين و سركشان را تنبيه و تأديب كرده بود . پسر شه دوست خان از قرار تصديق سرتيپ خيلى رشادت و دليرى كرده بود و چند نفر ديگر هم از بلوچها خيلى هنر و جلادت بروز داده بودند . به پسر شه دوست خان و آن بلوچها خلعت داده ، و به اوليا و منسوبان مقتولين انعامى داده جزيى مستمرى هم برقرار داشت همه ساله حاكم بمپور به آنها برساند . كمال شكرگزارى از وضع مهربانىها حاصل ، و دعاگوى ازدياد سلامتى وجود مبارك ولينعمت كل روحى فداه گرديدند .
فرار مردم رودبار
چون در سال گذشته كه دران خان را ضابط رودبار كرده بودند به لباس مختلف و شر و شلتاق آنچه توانسته از او گرفته و معزولش نموده بودند ، و بعد اين يك بلوك را پاك و چاپيده يك آتشى افروختهاند كه به تحرير نمىگنجد ، پس از عزل خواسته بودند باز دران خان را بگيرند و صدمه بزنند . نصف
هامش
( 1 ) . اصل : كردن .