شراب دوست و هميشه بطرب مشغول بود ، و از پادشاهى هيچ نينديشيد ، تا آخر عمر خود .
هرمز بن بلاش بن شاپور بن اشك [ 1 ]
مردى بلند همت بود و هر چه [ 2 ] گودرز تباه كرد ، او بصلاح آورد ، و همه را نظام داد ، و كارهاى ايران شهر را رونق بنهاد و همى راند ، و اندر همه روزگار او ، خلل به كار [ 3 ] ايران شهر راه نيافت .
پرويز بن هرمز [ 4 ]
و او را اردوان بزرگ [ 5 ] نيز ( 21 ) گويند ، سخت بزرگوار بود و با همت بلند . و بر رعيت مشفق بود ، و رسمهاى نيكو نهاد ، و با رعيت نيكو برفت .
خسرو پرويز [ 6 ]
نيكخو بود ، و همه خويشان و قوم خويش را پيش گرفت و شغلهاء مملكت بديشان داد ، تا خويشان خويش باز نماند [ 7 ] پادشاهى به هيچكس نداد از بيگانگان .
بلاش [ 8 ] بن پرويز بن هرمز
مردى سوار بود و شكار كردن را سخت دوستى داشتى ، و هيچ روز نبودى كه وى شكار نكردى ، و سخت مبارك بود بر رعايا ، و اندر هيچ پادشاهى ( چون ) او درويش نبود [ 9 ] .
هامش
[ ( 1 - ) ] غرر 218 : هرمزان بن بلاش . آثار 14 ، : هرمزان بن بلاش عم نرسه - يا هرمز بن بلاش .
[ ( 2 - ) ] هر دو نسخه : در گودرز ؟
[ ( 3 - ) ] ب : بكاء .
[ ( 4 - ) ] آثار 114 : فيروزان بن هرمزان - يا فيروز بن هرمز . غرر 219 : فيروز بن هرمزان .
[ ( 5 - ) ] در غرر ثعالبى 221 : اردوان آخرين پادشاه اشكانى را به علت وسعت مملكت و طول عمر اردوان كبير ناميده است .
[ ( 6 - ) ] كذا در هر دو نسخه . آثار 114 : خسرو بن فيروزان . غرر 220 ، خسرو بن فيروز .
[ ( 7 - ) ] ب . خويش باز نماند و پادشاهى .
[ ( 8 - ) ] هر دو نسخه : بلاس . آثار 114 : بلاش بن فيروزان .
[ ( 9 - ) ] اصل : پادشاهى او درويش نبود ، ب : پادشاهى ملوكش نبود ؟