آمد [ 1 ] و با اشك حرب كرد . سر انجام اشك مر انطيخس را هزيمت كرد ، و آن پادشاهى بگرفت .
اشك بن بلاش بن شاپور بن بلاش بن اشكان بن اش مهين [ 20 ] بن سياوش بن كيكاوس [ 2 ]
اول ملكى از طوائف او بود ، و همه را اندر و باز خوانند يعنى اشكانيان . و ايشان پادشاهى خود گرفتند و از كس نيافتند ، و اول نشست بجبال بود و سواد ، [ 3 ] آنجا نشستى .
شاپور بن اشك
پادشاهى بگرفت و چون از ملك او چهل سال بگذشت ، عيسى بن مريم عليهم السلام بيرون آمد ، و پيغمبرى دعوى كرد ، و مرده را زنده كرد ، و خلق را بر خداى عز و جل خواند .
گودرز بن شابور [ 4 ]
تاختن بر دبر بنى اسرائيل از بهر خون يحيى بن زكريا عليهم السلام ، كه او را بكشته
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو نسخه : آمد - ندارد .
[ ( 2 - ) ] كذا در هر دو نسخه . مسعودى در مروج 1 / 146 : اشك بن اشغان بن اش الجبار بن سياوش بن كيكاوس . طبرى 2 / 12 : افقور شاه بن بلاش بن سابور بن اشكان بن اش الجبار بن سياوش بن كيقاوس .
آثار الباقيه 114 : اشك بن بلاش بن سابور بن اشكان بن اش الجبار . بموجب اشاره حمزه ( ترجمه غرر 214 ) اشكان بن كى ارش بن كيقباد بود . بنابر اين آنچه درين نسب نامههااش مهين يا جبار ضبط شده صحيح آن آرش خواهد بود .
[ ( 3 - ) ] سواد سرزمينى بود در عراق كه از موصل تا عبادان 160 فرسخ طول داشت و عرض آن از قادسيه تا حلوان هشتاد فرسخ بود و آن را به سبب سر سبزى سواد گفتهاند ( مراصد 750 )
[ ( 4 - ) ] سنى ملوك 31 و مجمل 59 گودرز بن اشك ، ترجمهء غرر 216 : گودرز بن شاپور . آثار الباقيه 114 : جودرز بن و يجن بن سابور