تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
ص 128 ، س 9 : شهرستان قريه‌اى در شرق و به فاصلهء نيم فرسخى اصفهان بوده است و پلى به همين نام نزديك اين قريه بر رودخانهء زاينده‌رود وجود داشته است « 1 » . اكنون خرابه‌هاى مسجدى در اين روستا باقيست كه تاريخ ساخت آن يعنى 1042 ه ق / 1632 م بر سر در آن به چشم مىخورد « 2 » . ص 129 ، س 3 : مورخين و نويسندگان آن عصر از آنجا كه از علت‌يابى شكست قواى شاه سلطان حسين آن هم در مركز كشور يعنى اصفهان و در برابر گروهى اندك و دور افتاده از وطنشان ، عاجز بودند با نسبت دادن امور به تقدير خود را از بررسى علل اين امر عجيب راحت مىكردند . بيان لطفعلى بيگ آذر بيگدلى در اين مورد گوياست : « . . . خود از جمعى سفهاى خفيف العقل و بلهاى نحيف الرأى شنيدم كه اين داهه عظمى و اين واقعه كبرى را به محض سوء تدبير امراى آن دولت شنيده ، بلكه بر سستى رأى آن وارث تخت سلطنت حمل مىكردند كه چرا پادشاه دين پناه و امراى صاحبجاه به آن عدت و كثرت از دست شش هفت هزار رجاله افغان عاجز و زبون آيند غافل از اينكه اذا جاء التقدير يضحك الله على التدبير » « 3 » ص 129 ، س 7 : على مردان خان والى لرستان از فرماندهان اصلى سپاه شاه سلطان حسين صفوى بود كه او هم با گرفتار آمدن در اختلافات داخلى دربار و فرماندهان نظامى ، نتوانست كارى از پيش ببرد . محمد على حزين كه پس از سقوط اصفهان او را در خرم آباد ملاقات كرده از شجاعت و استعداد او ياد كرده است « 4 » . على مردان خان در جنگ گلناباد مجروح شد و سپاهيانش او را از همانجا به لرستان بردند « 5 » . از قرار معلوم بعدا شاه طهماسب دوم براى مقابله با افغانها چندان به او اعتماد نداشت « 6 » . ص 132 ، س 14 : يك شاهد عينى خروج سلطان حسين را از كاخ خود براى رفتن به فرح‌آباد و تسليم شدن چنين توصيف كرده است : « شاه سلطان حسين در 21 اكتبر ( يازده محرم ) سر ساعت يازده شب بر اسب نشست . چشمانش از اشك لبالب بود . بيست و چهار تن از كاركنانى كه برايش
هامش
( 1 ) - محمد مهدى ، نصف جهان فى تعريف اصفهان ، صص 111 ، 297 - 296 . ( 2 ) - گدار ، آندره - گدار ، يدا - سيرو ، ماكسيم - . . . : آثار ايران ، ترجمهء ابو الحسن سرو قد مقدم ، بنياد پژوهشهاى آستان قدس رضوى مشهد 1368 خورشيدى ، ج 4 ، ص 321 . ( 3 ) - آتشكدهء آذر ، ص 364 . ( 4 ) - محمد على حزين ، تاريخ حزين ، ص 57 . ( 5 ) - لكهارت ، انقراض سلسلهء صفويه ، ص 168 ؛ در نامهء سفير فرانسه در اصفهان به پاريس ، ضمن اعلام خبر رفتن على مردان خان به لرستان نسبت خيانت به او داده شده است . ترجمهء نامهء گاردن ، عباس اقبال آشتيانى ، اطلاعات ماهانه ، سال 4 ، ش 7 ، ص 20 - 17 . ( 6 ) - پطروس گيلانتز ، سقوط اصفهان ، ص 125 .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 211 | محمد محسن مستوفى / بهروز گودرزى