مشاراليه [ ندرقلى ] با جمعى از غلامان افشار ابيورد و چمشكزيك و غيره « 1 » كه با خود متفق كرده بود ، به مرو رفته تاتار را شكسته ، مرو را از تصرف آنها گرفته آن جماعت [ را ] تنبيه و مراجعت نموده در خبوشان وارد اردوى معلّى گرديده .
در ذكر مراجعت ندر قلى بيگ از مرو شاهيجان و ورود به اردوى معلى و بعضى وقايع
آنكه بعد از شكست دادن جماعت تاتار و تصرف نمودن مرو باز اسمعيل قلى خان را در آنجا گذاشته و خود در كمال استعداد و استقلال با توپخانه و نقارهخانه و زنبورك خانهء « 2 » بسيار كه در محاربات ملك محمود و جنگ تاتار در مرو به دست آورده بود ، با دو هزار كس از جماعت افشار و غيره داخل خبوشان و وارد اردوى معلى گرديده ، در همان روز پابوس نموده مورد نوازشات و اشفاق خسروانه گرديده ، چون جماعت اكراد چمشكزيك حسب الواقع اطاعت ننموده در مقام حيله و خدعه بودند و فتحعلى خان قاجار كه وكيل الدوله و صاحب اختيار بود ، از آمدن به خراسان نادم و پشيمان و در خيال عذر و مكر بود راضى به استقلال « 3 » نواب كامياب و تسخير ارض اقدس نبوده ، در فكر چارهء كار خود و برهم خوردگى اسباب دولت بود و اين معنى بر بندگان اقدس نيز فى الجمله ظاهر شده ، در مقام ترقى و استقلال ندرقلى بيگ در آمده ، ندرقلى بيگ نيز از روى راستى و اخلاص و صافى باطن « 4 » و اعتقاد درست متوجهء انتظام امور سلطنت گرديده به تدارك تسخير ارض اقدس پرداخته ، بندگان اقدس نيز اكثر امور را مفوض به مشار اليه فرموده به آن جهت تزلزل و تشويش زيادى در احوال فتحعلى خان به هم رسيده تا آنكه روانهء ارض اقدس ، و اردوى معلى از خبوشان حركت و به تاريخ 22 محرم « 5 » الحرام سنهء 1137 ق / 1724 م وارد حوالى ارض اقدس و در باغ خواجه ربيع نزول اجلال فرمودند . [ 416 ]
در ذكر محاصرهء مشهد مقدس و وقايع خواجه ربيع
آنكه بعد از ورود اردوى معلى و نزول اجلال در خواجه ربيع ، مشهد مقدس را محاصره و به اطراف تمامى ارقام نوشته ، چون امور تمامى براى مصلحت ندرقلى بيگ
هامش
( 1 ) - آ : و غيره افتاده است
( 2 ) - آ : خانه افتاده است
( 3 ) - آ : استقبال
( 4 ) - د : باطن افتاده است
( 5 ) - ملى ، ملك و نم : 27 محرم