بدار و از بخشندگيهايت به من بركت عنايت كن و از بديهائى كه در قضاى آسمانى تو است مرا ايمن بدار ، همانا كه تو فرمان ميدهى و فرمانى بر تو روا نيست » « 3 » .
و هنگامى كه خواستند سخنى از پيامبر بيان دارد گفت : از حضرتش شنيدم كه ميفرمود ، شكهاى خود را به باورهاى بىترديدت واگذار و بدان كه بدى ترديد است و نيكى آرامش و حقيقت . « 4 »
( 1 ) و چون بار ديگر از او خواستند كه سخنى از پيغمبر نقل كند گفت :
روزى خرمائى از اموال صدقه برداشتم كه به دهان بگذارم پيغمبر آن را از نيمه راه دهانم گرفت و گفت : صدقه بر خاندان پيغمبر حلال نيست « 5 » .
حسن - عليه السلام - دربارهء خوى نيكوى پيامبر چنين مىگفت :
هر كس نيازى بحضور پيامبر مىبرد و حاجتى عرضه ميداشت ، تقاضايش ردّ نمىشد و پيغمبر آنچه در توان داشت براى رفع نياز مردم به كار ميبرد و شنيدم كه پيغمبر فرمود هر كس نماز صبح را بگذارد ، آن نماز بين او و آتش دوزخ ديوارى ايجاد مىكند . « 6 »
و باز از جدش پيامبر براى يارانش چنين نقل مىكرد كه روزى در محضر پيامبر بودم كه فرمود آقاى عرب را بحضور من فرا خوانيد .
هامش
( 3 ) - تاريخ ابن عساكر ، جلد 4 .
( 4 ) - تاريخ يعقوبى ، جلد 2 و در « مسند احمد » آمده است كه حسن ( ع ) فرمود از پيغمبر شنيدم كه ميفرمود آنچه را كه دربارهاش شك دارى به يقينت واگذار كه راستى ، آرامش آورد و از دروغ ، شك و ترديد پديد آيد .
( 5 ) - اسد الغابه ، جلد 2 ، مراد از صدقاتى كه بر خاندان محمد ( ص ) حرام است صدقات واجب ، مانند زكات مال و فطريه است .
( 6 ) - اسد الغابه ، جلد 2 .