و اندرز مردم است و توده را بسوى يكتاپرستى و يگانگى با چنان خوئى و الا ، رهبرى مىكند كه براى هر انسان ارزندهاى سرمشق و رهنمونى نيكوست .
و اينك همين پيامبر بود كه چنين امتيازات كامل و درخشندهاى را در روح و انديشهء فرزندش ، جاى ميداد و حسن ( ع ) هم آنها را مشتاقانه فرا ميگرفت .
( 1 ) حسن ( ع ) بهنگامى كه هنوز ناخنهايش نرم بود ، اين حقايق را بشناخت و به اندرز و راهنمائى مردم اهتمام ورزيد و در تعليم و هدايت مردم روشى را مىپيمود كه رمزى از نرمخوئى و اخلاق والاى او بود .
در اين مورد چنين ميگويند كه روزى او و برادرش حسين ( ع ) پير مردى را ديدند كه بشيوهاى ناقص وضو مىساخت از آنجا كه عشقى وافر به آموزش و راهنمائى مردم داشتند ، نخواستند كه او را در چنين اشتباهى باقى بگذارند و از سوئى نميخواستند بتحقير آن مرد سالمند بپردازند ، ناگزير نزاعى ساختگى برپا كردند و هر يك به ديگرى ميگفت :
تو وضو گرفتن را بلد نيستى و داورى به پير مرد بردند و گفتند اى شيخ ! ما در برابر تو وضو ميگيريم تا قضاوت كنى وضوى كدامين درست است و چون وضو گرفتند ، شيخ بدون آنكه تحقير شود باشتباه خود پى برد و گفت كار هر دوى شما درست است و من پيرمرد نادانم كه اين عمل بدرستى انجام نميدهم و اكنون اين فريضه را از شما آموختم و از اشتباهم بازگشتم . « 2 »
اين نمونهاى از درخشندگى اخلاقى اوست و بدرستى نشان ميدهد
هامش
( 2 ) - بحار ، جلد دهم .