پاسخ به مسئلهء جبر « 65 »
( 1 ) مردم بصره نامهاى به امام نوشتند و از او دربارهء مسئلهء جبر سؤال كردند . حضرت به آنها پاسخ داد :
« كسى كه به خدا و قضا و قدرش ايمان نياورد ، كافر است و كسى كه گناه خود را بعهدهء خدا بداند ، فاجر است .
هيچكس خداى را از روى جبر اطاعت نمىكند و كسى به قهر و غلبه ، خداوند را نافرمانى نمىنمايد ، زيرا خداوند مالك همهء چيزهائى است كه بمردم داده و تواناست به نيروهائى كه به آنها بخشيده است . پس اگر فرمانش را بردند ، جلوگيرشان نيست و اگر از فرمانش سرپيچيدند آنها را مجبور نمىكند .
چون اگر خداوند مردم را مجبور به اطاعت ، خويش كند پاداشى براى آنها نيست و اگر بگناه مجبورشان كند ، نبايد آنها را عذاب كند و اگر آنها را واگذارد ، قدرتش به ناتوانى ميگرايد ، بلكه دربارهء بندگان خود مشيتى نهانى دارد . پس اگر فرمانش را بردند خدا بر آنها منت دارد و اگر نافرمانيش كردند ، حجت خدا بر آنها تمام است » . « 66 »
هامش
( 65 ) - دربارهء جبر بين دانشمندان اسلامى اختلافهاى فراوانى وجود دارد .
عقيدهء جبر در بصره شايع شد و حسن بصرى و ابى الحسن اشعرى از معتقدين به جبر بودند و خلاصهء رأى آنها اين است كه افعال بندگان ، مخلوق آنها نيست بلكه مخلوق خداوند است و اراده و قدرت بندگان در انجام هر فعلى دخالت ندارد هر چند به اختيار باشد يا به اضطرار . سواى دانشمندان و متكلمان اسلامى كه به فساد اين عقيده پاسخ دادهاند ، علامه سيد ابو القاسم خوئى رسالهء مستقلى در اين باره نوشته و عقيدهء به جبر و اختيار ، هر دو را مردود شمرده و بقول امام ( ع ) ثابت كرده كه جبر و تفويض هيچكدام مستقلا درست نيست ، بلكه حقيقت امرى است بين آنها .
( 66 ) - رسالة جمهرة العرب .