دانش از ضمير منير آن حضرت مىآموختند و آئين ثبات دل و سكون قلب از افعال و اقوال او مىاندوختند ، « [ 1 ] » عقل را كار فرموده در مقام
« وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ
« [ * ] » » « 1 » قدم تمكّن افشرده دل بر آن داهيهء عظمى ساكن گردانيده گفت :
شعر « [ 2 ] »
هرچه خواهى كن كه ما را با تو روى جنگ نيست * پنجه با زورآوران انداختن آهنگ نيست
و با خود گفت چون حكم مرگ جارى است بر مالك و مملوك و وضيع و شريف و عالى و دون
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
« [ * * ] » » « 2 » و اين واقعه در هجدهم شعبان سنهء خمس و ثمانمايه در مملكت روم به حوالى سورى حصار بهوقوع پيوست .
مؤلّف راست در تاريخ اين واقعهء هايلهء آن شهزادهء كامران « [ 3 ] » :
بگذشت به هجدهم ز ماه شعبان * سلطان جهانيان « محمّد سلطان »
چون « نوّر قبره « 3 » » كنى جمع به نام * تاريخ وفات گرددت جمله عيان
ايزد سبحانه و تعالى ذات ملك صفات حضرت سلطان السّلاطين را وارث اعمار ايشان گرداناد و فرزندان او را كه هريك در باغ سرورى و حديقهء فرماندهى نهال چمن سعادت و سرو انجمن حكومت و سيادتاند در ظلّ ظليل آن حضرت به منتهاى مقاصد و منتهاى مآرب برساناد . « [ 4 ] » انّه ولىّ الاجابة .
ذكر آمدن ايلچيان مصر و آوردن مال و سكّه زدن زر « [ 5 ] » به نام حضرت صاحبقران
چون رايات نصرت شعار حضرت صاحب قرانى ناحيت آقشهر را مشرّف گردانيد از طرف مصر ايلچيان رسيدند و امير اتلمش را كه مدّتها بود تا طلب مىفرمود و
هامش
( [ 1 ] ) - م : مىاندوخت .
( [ 2 ] ) - م : ندارد ، ت : بيت .
( [ 3 ] ) - ت : از « هايلهء آن . . . » تا اينجا ندارد .
( [ 4 ] ) - ت : برساندند .
( [ 5 ] ) - ت : ندارد .
( [ * ] ) قسمتى از آيه 127 ، سوره 16 .
( [ * * ] ) قسمتى از آيه 156 ، سوره 2 .
( 1 ) صبر كن ، كه صبر تو جز به توفيق خدا نيست و بر ايشان محزون مباش .
( 2 ) - - - ) زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 44 .
( 3 ) « نور قبره » + « محمد سلطان » - 805 .