آنگاه امير صاحبقران اشارت فرمود تا منجنيق نصب كردند و به سنگ منجنيق كوشك يوسف صوفى را كه در برج برآورده بود بينداختند و مدّت محاصره و تعذيب مسلمانان جهت شومى حرص و زيادهجويى و نادانى جاهلان و آنكه به مرگ دل ننهادهاند و از حرام انديشه ندارند و مىگويند دنيادارى است و در نزد ارباب بصيرت و خبرت مردار جويانند ، چنان كه بهترين بهتران عالم ، سيّد [ 117 - آ ] ولد آدم - صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم - فرموده است « الدّنيا جيفة و طالبها كلاب » صدق رسول اللّه صلّى اللّه عليه و على آله .
شعر
چيست دنيا و خلق و استظهار * خاكدانى پر از سگ و مردار « [ 1 ] »
تا سه ماه بكشيد « [ 2 ] » و آخر الامر قضاى الهى حكم خود رانده دولت او به آخر رسانيد و بيماريش عارض شد و بعد از چندروز وفات كرد .
بيت
ناگهان بانگ در سراى افتاد * كه فلان را محلّ وعده رسيد « [ 3 ] »
در منتصف رجب رخت وجود به مرحلهء عقبى « [ 4 ] » برد
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
« [ * ] » « 1 »
»
. چرا مؤمن موحّد به چشم عبرت و غيرت در اين رهگذار كه به يقين نه خانه قرار است ننگرد و ميشومهء مكاره كه هر آينه از حبالهء تصرّف بيرون خواهد رفت طلاق دهد .
شعر
دل بر اين پيرهزن عشوهگر دهر مبند * كين عروسى است كه در عقد بسى داماد است
فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ
« [ * * ] » « 2 »
شعر
گنجى و قناعتى و وقت خوش خويش * بهتر ز همه جهان دكان درويش
هامش
( [ 1 ] ) - ت : از « و تعذيب . . . » تا اينجا ندارد .
( [ 2 ] ) - ت : بگذشت .
( [ 3 ] ) - م و ل : از « بيت . . . » تا اينجا ندارد .
( [ 4 ] ) - م و ل : قديم .
( [ * ] ) قسمتى از آيه 156 ، سورهء 2 .
( [ * * ] ) قسمتى از آيه 2 ، سورهء 59 .
( 1 ) - - - ) زبده ، بخش دوم ، ج / 2 ، ص 675 .
( 2 ) پس اى اهل بصيرت ، عبرت بگيريد .