قلعهء سفيد
بر فراز كوه نوبند جان در يك فرسخى بوان واقع شده و آن قلعهاى است كه سيّاحان عالم نورد به آب « 1 » بصر ، هر چند به بال و هم بر شواهق قلل شامخاتش طيران نمايند قدم سوده و بال فرسوده مراجعت كنند . و گويا مناسب آن گفته شده .
يكى سنگ خارا كشيده بر اوج * چو خاراى چينى برآورده موج
مه و مهر بر دور آن لالهها * ستاره بر اطراف آن ژالهها
چو البرز هر پاره سنگى در آن * سپهر منقش پلنگى در آن
و بر بالاى قلعه قرب يك ميل زمين مربّع مستطيل محل زراعت و مغرس اشجار باشد و خراسان « 2 » يك سال چهار صد اصله « 3 » انجير به شمار آوردهاند .
و آبى در كمال عذوبت قرب يك آسيا از آنجا به زير مىآيد كه صدايش قريب فرسخ به سامعه مىرسد .
اشرب على الشعب و احلل روضة الفا * قدر ادنى حسنه فازددته شفعا
مورخين گفتهاند كه همواره اتابك سعد بر زبان « 4 » افتخار و مباهات جريان دادى كه در ملك من دو چيز است [ كه در ] ربع مسكون ثالث ندارد ، و ملوك ذوى الاقتدار را از نظاير آن چاره نيست : حصنى چون قلعهء سفيد و نزهتگاهى چون شعب بوان .
و عضد الدوله فناخسرو در بيرون قلعهء مذكور سرابستانى بساخت در كمال نزهت و زينت و آن را به « صبوحى آباد » موسوم گردانيد . و بروج فلك عروجش را به نحوى عمارت فرمود كه با محدّب چرخ اعظم لاف موازات مىزد .
ز سنگ انداز آن سنگى [ اگر ] جست * پس از قرنى سر كيوان شكستى
فيروزآباد
از ابنيه و مستحدثات فيروز بن يزدجرد است و داخل اقليم سيوم . طولش از
هامش
( 1 ) . اصل : نوزرهاب .
( 2 ) . كذا ، شايد : محاسبان .
( 3 ) . اصل : اصلحه .
( 4 ) . اصل : زنان .