استقبال ، صدقات جهت ذات مبارك به ارباب استحقاق دادند .
ذكر ورود رقم تهنيت تبديل اسم سامى همايون اعلى
مبادى بهارى كه سليمان گردون وارد بيت الشرف خود گرديد باد نوروزى صلاى عيش و بهروزى به گوش ارباب هوش رسانيد ، زمين كسوت زمردين پوشيد و زمانه ناب « 1 » خضارت و شراب نضارت نوشيد ، سايبانهاى سحاب سنجابگون بر بساط بسيط بوقلمون سايه گستر گرديد .
لب شكوفه نيايد به هم ز خنده مگر * شنيده مژدهء فصل گل از زبان بهار
فرمان قدر قدرت قضا توان در باب تهنيت تبديل اسم سامى اسنى ابهى سليمان شاهى [ 184 الف ] شعشعهء سطوح افكند . نواب عالى تا « چمن مجد » به استقبال رفته به استماع مضمون رقم مسرّت مشحون فايز شده مبلغ يك صد تومان به رسم نثار به حامل فرمان مبارك داده جشنهاى عظيم نمودند .
ذكر وقوع بليهء قحط و غلا در همان اوقات
بدان سبب كه فصل زمستان به فقدان نزول باران به سر آمده بعد از نوروز نيز تا پنجاه روز دايهء نامهربان سحاب رشحهء فيضى به كام تشنه لبان مهد خاك نرسانيده ، مادر دهر سياه پستانى و نامهربانى پيشه نمود و مزارع و بساتين چون نامهء اصحاب اليمين از نقوش سبزه معرّى گرديد و رطوبت در ديدهء اصحاب مصايب معدوم گشت .
چنان آسمان بر زمين شد بخيل * كه لب تر نكردند زرع و نخيل
كار بدان انجاميد كه مياه عيون و ابار روى در نقصان آورده قرص نان چون آب حيوان در ظلمات غلا ناپيدا گشت و حبوبات چون خال بر رخسار دلبران خوشنما .
فشرد آن چنان قحط پاى ثبات * كه ناياب شد نان چو آب حيات
هامش
( 1 ) . كذا .