گفتار در تفويض بيگلر بيگى گرى كوهگيلويه به اللّه ويردى خان قوللر آقاسى
چون خبر فوت مرحوم سياوش خان به مسامع صاحبقرانى رسيد ايالت و بيگلربيگىگرى كوهگيلويه علاوهء امر شكارباشىگرى به خان مرحوم مغفور اللّه ويردى خان ولد خسرو خان بيگلربيگى شروان شفقت شد و چون خان مرحوم مزبور را بنا بر تقرّب مفرط و توجهات بيكران خاقان صاحبقران رفتن الكا متعذّر بود .
مدت فرمانفرمايى و ايالت ، نواب و جانشينان تعيين و « 1 » روانهء الكا نمود و اهالى كوهگيلويه مدت يازده سال ايام اقتدار مرحوم مزبور در مهاد امنيت و رفاهيت به سر برده به دعاگويى دوام دولت بىزوال [ پرداختند ] .
با وصف اين مراتب چون شرارت و احتيال مجبول طينت اهالى آنجاست مكررا جمعى به شكوه و شكايت خان و جانشينان قيام نموده بجز خسران و سرگردانى نتيجه نيافتند . تا در شهور سنهء اربع و ستين و الف مطابق بارس ئيل خان مزبور عزم ديار بقا نمود .
هامش
( 1 ) . اصل : در .