معتبر بودهاند و در قديم الايام ميان اجداد چنگيز خان به واسطهء خون اوكينيرقان و هميقاىقان ضديت باديد آمد .
و در نهم سال از عهد هترون « 1 » كه موافق شهور سنهء تسع و اربعين و خمسمائه ( 549 ) بود ، چنگيز خان در وجودآمد و در سنهء تسع و تسعين و خمسمائه ( 599 ) پنجم سال از عهد حترون « 2 » لقب چنگيز خان بر وى اطلاق كردند و در دهم سال از عهد او موافق سنهء تسع و ستمائه قويينييل به عزم ولايت ختاى برنشست و الاقوش - تكين امير و سرور دربند آن كوه كه سدى است ميان ولايات ختاى و مواضع اتراك و صحرانشينان ، ايل شد و دربند تسليم كرد . التان خان از بيم چنگيز خان تختگاه شهر جونكدو را كه ميان ملك ختاى بود بگذاشت و بگريخت و به شهر بايانكفو رفت كه بر كنار قراموران است و لشكر مغول بر بيشتر مملكت ختاى مستولى شدند ، و چون در عهد چنگيز خان به سبب استخلاص ديگر ممالك فتح تمامى ختاى ميسر نشد ، اوكتاىقاآن در عهد خويش به استخلاص آن برنشست و در مورين - ييل واقع در جمادى الاول سنهء احدى و ثلثين و ستمائه ( 631 ) لشكريان بر شودى شووسو مستولى شدند .
و در خاتمت احوال او اختلاف است ، بعضى گويند به زىقلندران درآمد و بگريخت و درستر « 3 » آن است كه در خانه نشسته بود . لشكر مغول آتش در شهر زدند و خانهها بسوخت ، او نيز در ميانه سوخته شد و عهد دولت آن اقوام منقضى گشت ، و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) - با : بينرون .
( 2 ) - با : خرون .
( 3 ) - مخفف درستتر .