تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
خروج كرد و بينى او را بريد و او را به جزيره فرستاد و خود قيصر شد .

ليو -

سه سال قيصرى كرد . بعد از آن طيباريوس بيرون آمد و بينى او به قصاص باز بريد [ 123 - ر ] و قيصر شد .

طيباريوس -

هفت سال قيصرى كرد ، و در عهد او يوسطينوس كه در جزيره محبوس بود با اهل جزيره زبان يكى شد كه باز قيصر شود . ايشان قصد او كردند ، بگريخت و پيش تركان رفت و خواهر امير ايشان بخواست و او را به مدد خودآورد و ملك بازستد .

يوسطينوس -

مدت شش سال ديگر قيصرى كرد و اهل آن جزيره را كه قصد او كرده بودند اكثر ايشان را بكشت و فرزندان ايشان را اسير كرد . بعد از آن اهل آن جزيره فيلسوس نامى را بر خود پادشاه كردند و لشكر [ گرد ] « 1 » كردند و او را گرفتند و كشتند .

افسطاسيوس -

يك سال و شش ماه قيصرى كرد . ليو او را بگرفت و چشمهايش بركند و خود قيصر شد . چون بغايت ظالم بود امراى سپاه بترسيدند و قيصرى ديگر گزيدند ، و مدت او سه سال بود .

قسطنطينس -

او را بگرفت ، كشيش كرد و قيصر شد و مدت او يك سال بود . كرلوس و پسرش او را بگرفتند و كشيش كردند . و در عهد ايشان مسلمانان استنبول را محاصره كردند و قتل و غارت ، از مغرب نيز لشكر آمد و ريدافرنس با ايشان محاربه كرد ، و تا مدت دو سال فتنه قايم بود ، و مدت ايشان بيست و پنج سال بود .

يوطريكوس -

بعد از پدر بيست و پنج سال ديگر به استقلال قيصرى كرد . بعد از آن مادرش شريك شد مدت ده سال . بعد از آن به حيلت چشم پسر را كور كرد و سه سال به استقلال قيصر شد . بعد از آن پسر مستولى شد و پنج سال ديگر باستقلال قيصرى كرد .

يوطريوس -

چون ليو نماند ، اسطينوس كه باب نود و چهارم بود كرلوس را كه ريدافرنس بود قيصر كرد ، سبب آنكه به دفع پادشاه لنبرديه مدد باب كرده بود . و مدت او چهارده سال بود .
هامش
( 1 ) - به قياس افزوده شد .