اناسطاس « 1 » -
بيست و هفت سال قيصرى كرد .
يوسطنيانس -
به عهد او در انطاكيه زلزلهء عظيم شد و اكثر عمارت آن شهر خراب شد و مردم هلاك گشتند ، و مدت او نه سال بود .
يوسطينيانوس « 2 » -
علم دوست بود و در سياست و پادشاهى كتب بسيار ساخت و در عهد او قحط و غلايى عظيم افتاد چنان كه مردم يكديگر را خوردند ، و مدت او بيست و هفت سال بود .
يوسطينوس -
يازده سال قيصرى كرد و در عهد او از ولايتى الامانيه « 3 » لشكرى بزرگ به ولايت اتليه ( آتنيه ؟ ) رفت ، اهل آنجا را كشتند و در آنجا مقيم شدند .
يوسطينيانوس -
با كسرى قباد ملك فرس بر كنار فرات شهر رها مصاف داد ، باز به انطاكيه رفت و فرس رومه را بستدند و بردهء بسيار بردند . آنگاه قيصرى فرنگان سپرى شد و با يونانيان افتاد ، و او معاصر نالكس باب پنجاه و هفتم بود ، و مدت قيصرى او يازده سال بود .
طيبارنوس « 4 » -
اول قياصرهء يونان است و پنجاه و چهارم قياصره . پادشاهى خيّر بود . بيشتر اموال خود را به صدقه داد . مىگفت : آنچه دادم مراست و آنچه مانده دشمن را . روزى در رفتن « 5 » خانهء خود تختهء مرمر ديد ، نقش خاچ بر آن داشت . زير آن ديگرى يافت ، برداشت ، سوراخى ديد فرمود تا بكاويدند . گنجى وافر يافت ، تمامت را بر مردم ايثار كرد . و مدت قيصرى او هفت سال بود .
موريقس -
بعد ازو قيصر شد ، و در عهد او جوخانى « 6 » از آن كرسطوس يافتند بىدرد ( ؟ ) و ندايى شنيد كه كشته خواهد شد [ 123 - ر ] بترسيد و توبه كرد . و با نوشيروان عادل بر در رها مصاف داد ، و در سال هشتم از قيصرى او خسرو پرويز از بهرام چوبين گريخته بود به دو التجا كرد ، و او معاونت فرمود تا بهرام را گريزاند
هامش
( 1 ) - نسطاس ( حمزهء اصفهانى ، ص 73 ) .
( 2 ) - ژوستىنينJustinien، در تاريخ روم دو تن پادشاه بدين نام بوده است ژوستىنين اول و دوم .
( 3 ) - ولايت الامانيه .
( 4 ) - طباريس ( حمزهء اصفهانى ، ص 74 ) .
( 5 ) - رفتن به ضم اول است .
( 6 ) - شايد : چوخايى ، و چوخا جامهء ستبر راهبان مسيحى است .