تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
او نشاند . چون آن كنيزك پسرى زاد مردم را گفت محمد بن اسماعيل را پسر آمد . آن پسر چون بزرگ شد او را زندقه آموخت و مردم را گفت : امامت از پدر به وى رسيد ، شما را طاعت داشتن وى واجب است . جماعتى از دشمنان دين از بقيهء ملوك عجم از مجوس كه در دل ايشان عداوت مسلمانان بود با او يار شدند و آن تلبيس فراهم آوردند و خلقى را بدين گمراه كردند ، و از آن نسل جماعتى بر مصر و اسكندريه و مغرب مستولى شدند و دعاة را [ 48 - پ ] در جهان پراكنده كردند . و اول كسى كه از ايشان به پادشاهى نشست مهدى بود و بعد از او قايم ، و هم بر آن ترتيب تا كار به مستنصر رسيد . حسن صباح پيش او رفت و داعى او گشت . و در تاريخ ملاحده خواجه نصير الدين طوسى آورده است كه اسماعيل پيش از جعفر صادق به پنج سال در سنهء خمس و اربعين و مائه ( 145 ) وفات يافت در ديه عريض « 1 » بر چهار فرسنگى مدينه ، و او را به دوش به مدينه آوردند و در بقيع دفن كردند .

[ قرامطه ]

و در ايام معتمد خليفهء بغداد در سنهء ثمان و سبعين و مائتين ( 278 ) ظهور قرامطه شد ، و اول ايشان حمدان قرمط بود ، در سواد كوفه خروج كرد و خلفا از ايشان عاجز شدند و قرامطه بر بحرين مستولى شدند و به مكه رفتند و قتل و نهب كردند و چاه زمزم از كشتگان بينباشتند و حجر اسود به دو پاره كردند و مدت بيست و پنج سال ايشان داشتند و ملوك اسلام به صد هزار دينار خواستند نفروختند و بعد از بيست و پنج سال به كوفه آوردند و در جامع كوفه بينداختند و خطى نوشته به آن بنهادند كه ما اين سنگ را به فرمان بزديم و باز به فرمان آورديم . و اهل اسلام حجر را به مكه بردند و به جاى خود نهادند . و در اثناى فتنهء قرامطه شخصى از دعاة اسماعيليان از فرزندان عبد اللّه بن
هامش
( 1 ) - اصل : غريض ( ! ) با : عريض و عريض ، به ضم اول و فتح دوم نام رودبارى است در مدينه . ر ك : معجم البلدان .