تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
كرد و آشكارا با اصحاب خود بنشست . روزى سعد وقاص با جمعى از صحابه نماز مىكردند ، گروهى از قريش به ايشان [ 38 - پ ] رسيدند و خصومت آغاز كردند و به جنگ درآمدند . سعد وقاص استخوان اشترى بيافت ، برگرفت و بر سر كافرى زد و سرش بشكست و خون از سر او روان شد و ايشان منهزم شدند . اول كسى كه در اسلام زخم بر كافران زد و خون ازيشان بريخت او بود . بعد از آن سيد صلى اللّه عليه و آله روزى به كوه صفا ايستاده بود ، ابو جهل گذشت و بر وى سفاهت كرد بسيار ، و سيد تحمل كرد . زنى از دور بديد ، ناگاه حمزه از شكار برسيد سلاح بسته ، آن زن حكايت كرد . حمزه در خشم شد و در پى ابو جهل برفت و او را در ميان جمعى از قريش بيافت ، كمانى بر سر ابو جهل زد و سرش بشكست و خون از وى روان شد و گفت : تويى كه برادرزادهء مرا دشنام مىدهى ؟ ! برخيز تا چه مىتوانى كرد ! من دين قريش گذاشتم و به دين محمد در آمدم . جماعتى از قبيلهء بنى مخزوم كه خويشان ابو جهل بودند ، خواستند تا با حمزه جنگ كنند ، ابو جهل نگذاشت و به عذر پيش آمد و گفت : جرم از من بود و حمزه بر رسول آمد و ايمان‌آورد ، و اسلام قوت گرفت و قريش دلتنگ شدند ، از آنكه در قريش ازو مردانه‌تر كسى نبود و همه از وى مىترسيدند . و بعد از مبعث به دو سال شب يكشنبه بيست و هفتم ماه رجب به معراج رفت ار خانهءام هانى . عبد اللّه بن عباس گويد : شب هفتم ماه رمضان بود و بعضى گويند شب دوشنبه از ماه ربيع الاول بود . بعد از آن به پنج سال خديجه وفات يافت روز آدينه هشتم ماه رمضان ، و او شصت و پنج ساله بود . بيست و چهار سال با نبى صلى اللّه عليه و سلم بود . و ابو طالب پيش از خديجه به سه روز نماند و رسول عليه السلام شش سال ديگر در مكه اقامت كرد در خوف و زحمت . بيعت انصار - هر سال از مدينه قومى به موسم حاج به مكه آمدندى و پيغامبر به عادت خويش پيش قبايل عرب باز رفتى و ايشان را دعوت كردى ، همچنين پيش ايشان به جمرة العقبه « 1 » باز رفت و ايشان را گفت : شما چه كسانيد ؟ ايشان گفتند : ما
هامش
( 1 ) - اصل : حمرة العقبه ، ياقوت گويد : جمره جاى سنگ انداختن در منى است و به نام جمرة العقبه و جمره الكبره خوانده شده ( معجم البلدان ذيل جمره ) .
تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 83 | جعفر شعار / داود بن محمد بناكتى ( فخر البناكتى )