در پى ايشان دويدند . الياس ليلى را گفت : مالك تخندفين ؟ يعنى چه شدت كه مىشتابى ؟ او را نام خندف شد ، و عامر خرگوش را بگرفت و عمرو شتران را باز گردانيد و به عامر گفت : « انا ادركت الابل طبخ صيدك « 1 » » . عمرو را مدركه نام نهادند و عامر را طابخه . عمير چون كارى نكرده بود در گوشهء خانه منفعل بنشست ، او را قمعه « 2 » [ 33 - ر ] لقب كردند . از نسل عامر قبايل بسيار باديد آمدند و حاجب بن زراره كه به وفا مشهور بود پيش انوشيروان رفت و ضامن عرب شد كه تا اين حاجب زنده باشد عرب فساد نكنند . كسرى ازو پايندان خواست . كمان خود را به عوض پايندان داد . تا او زنده بود از عرب هيچ فسادى ظاهر نشد . چون وفات يافت ، پسرش عطارد نام بيامد و كمان بازگرفت . بعد از آن عرب فساد آغاز كردند و نعمان ابن مقرن كه از امراى عمر بن الخطاب بود كه او را به نهاوند فرستاد و فتح عراق عجم او كرد از فرزندان عامراند .
نسب حاجب - ابن زارة بن عدس بن زيد بن عبد اللّه بن دارم بن مالك بن حنظلة ابن مالك بن زيد مناة بن تميم بن مرة بن اد بن عامر است .
نسب نعمان - ابن مقرن بن عابد بن منجا بن هجير بن نصر بن حبشة بن كعب ابن عبد ثور بن هدبة بن لاطم بن عثمان بن عمر بن اد بن عامر [ است ] .
و مدركه را دو پسر بود : خزيمه ، هذيل « 3 » . رهط عبد اللّه بن مسعود صحابى رضى اللّه عنه از نسل حارث بن تميم بن سعد بن هذيل است .
و خزيمه را سه پسر بود : كنانه ، اسد ، هون . رهط ديش و عضل كه ايشان را قارة گويند و تيراندازان بغايت نيكو بودهاند از نسل ييثع « 4 » بن هوناند و سيف - الدوله صدقة بن منصور كه حله را عمارت كرد و زينب بنت جحش كه حرم مصطفى صلى اللّه عليه و سلم و رهط مؤيد « 5 » الدين ابو طالب العلقمى كه آخر وزراى بنى العباس
هامش
( 1 ) - يعنى من شتر را دريافتم تو شكار خود را بپز .
( 2 ) - نامهاى قمعه و طابخه و خندف در متن غلط بود ، از يعقوبى ( 1 : 286 ) تصحيح شد .
( 3 ) - همچنين است در سيرهء ابن هشام ( 1 : 101 ) ، يعقوبى چهار پسر نام برده : خزيمه ، هذيل ، حارثه و غالب ( 1 : 289 ) .
( 4 ) - اصل : مليح ، متن از يعقوبى ( 1 : 294 ) و بعضى يتبع ضبط كردهاند ( معجم قبائل العرب 3 : 1260 ) .
( 5 ) - با : موبد . م : لويد ، ر ك : ريحانة الادب 6 : 94 .