و بيلاك و راهآورد تعرض ميرسانيدند ،
ع :
در عشق تو هيچ مشكلى نيست كه نيست ] « 1 » ،
مقارن اين حال « 2 » [ ملك علاء الدين كه برادر كلانتر ملك غياث الدين بود و با برادر مخالفت مينمود وفات يافت .
و ] در سنهء اربع عشر و سبعمايه شاهزادگان دواخانى با پنجاه هزار سوار « 3 » خونخوار از آب جيحون گذشته ، چون « 4 » بگذر فارياب رسيدند ، امير رمضان كه به حكم اولجايتو سلطان امير و سردار سى هزار سوار بود سپاهى « 5 » جمع كرده ، روى بتهيهء و ترتيب اسباب حرب آورد ، چون شاهزادگان بمرغاب رسيدند ، و ميان فريقين پنج فرسنگ مسافت ماند ، « 6 » [ امير رمضان و بوجاى ، و پسر محمد ولداى ، و ديگر امراى سپاه قرار دادند كه روز ديگر على الصباح با سپاه شاهزادگان مقابل شوند ] ، چون شب شد همه بگريختند و شهزادگان به منزل ايشان رسيده غنيمت بسيار گرفتند .
« 7 » [ در خلال اين احوال قاضى هرات امير على نصرت بود ، و مولانا صدر الدين خيسار را « 8 » كه خانقاه پل فراه « 9 » و رباط سر كوچهء اسفزار از آثار خيرات او باقى است ، در عراق بود ، ائمه و مشايخ ، و اعيان هرات محضرى نوشتند كه امير على كه قاضى هرات است از حليه علم و فقاهت خالى است ، و در بعضى قضاياء شرعيه كه حكم او
هامش
( 1 ) - تا اينجا از زيادات مج و پا مىباشد .
( 2 ) - مج : [ ملك علاء الدين كه برادر كلانتر ملك غياث الدين بود و با برادر مخالفت مينمود وفات يافت . و ] . اين عبارت با اندكى اختلاف در پا موجود و از مك محذوف است .
( 3 ) - مج . مك : سوار . پا : جرار .
( 4 ) - مج : چون فارياب . مك : چون بگذر فارياب .
( 5 ) - مج . پا : سپاه . مك : سپاهى .
( 6 ) - مج : [ امير رمضان و بوجاى و پسر محمد ولداى و ديگر امراى سپاه قرار دادند كه روز ديگر على الصباح با سپاه شاهزادگان مقابل شوند ] . اين عبارت با اندكى اختلاف در پا موجود و از مك محذوف است .
( 7 ) - عبارت : [ در خلال اين احوال قاضى هرات امير على نصرة بود ، و مولانا صدر الدين . . . و سبب خشنودى پادشاه بملك آن بود كه ] از زيادات مج مىباشد ، و در نسخه پا با اندكى اختلاف موجود و از مك تماما محذوف است .
( 8 ) - مج : صدر الدين خيتارا . پا : نصير الدين خيسار .
( 9 ) - مج : در اصل - پل قرار . پا : پل قران