ملك را بگويند كه ما دربارهء تو از انواع تربيت « 1 » و اصطناع هيچ تقصيرى جايز نداشتهايم ، اكنون چنين سخنى « 2 » از تو بعرض ما رسانيدهاند كه داعيهء خلاف و انديشهء عصيان در خاطر داشته « 3 » [ اگر راست است هرآينه بعتاب و عذاب ما گرفتار شوى ، و اگر آنجماعت خلاف واقع نموده باشند بىشك مواخذهء بليغ يافته تو باضعاف بيشتر بعنايت و عاطفت ما اختصاص خواهى يافت ، امرا و صواحب چون اين سخنان بملك رسانيدند در جواب ] گفت : من هميشه در سراء و ضراء و نهان و آشكارا از ميان « 4 » جان مطيع و فرمانبردار پادشاه جهان بودهام ، « 5 » و [ هرگز خلاف فرمودهء پادشاه نينديشيدهام ] ، و در احكام و اوامر « 6 » پادشاه تبديل و تغيير و توقف و تقصير جايز نداشتهام ، و قلاع و حصون « 7 » كه عمارت كردهام ، و مردم دلاورى « 8 » كه بدست آوردهام « 9 » از جهت منع و دفع دشمنان پادشاه است ، « 10 » كه از طرفى دشمنى قصد كند اسباب مدافعت و ممانعت او مهيا باشد ، و آنچه اصحاب غرض عرض كردهاند محض كذب و عين خلاف ، و نتيجه عداوت و حسد بوده ، « 11 » [ و اگر شمهء از آنچه ارباب
هامش
( 1 ) - مج . پا : و اصطناع . مك : ندارد .
( 2 ) - مج : چنين سخنى از تو بعرص .
پا : از تو چنين سخنى بعرض .
مك : چنين سخنى بعرض .
( 3 ) - عبارت : [ اگر راست است هرآينه . . . بملك رسانيدند . در جواب ] . از زيادات مج است ، و اين عبارت با اندك اختلافى در نسخه پا موجود و بتمامه از مك محذوف است .
( 4 ) - مج : از ميان مطيع فرمان پادشاه . مك : از ميان جان مطيع و فرمانبردار پادشاه پا : از ميان جان مطيع و فرمانبردار پادشاهم .
( 5 ) - مج . پا : و [ هرگز خلاف فرموده پادشاه نينديشيدهام ] .
مك : اين عبارت را ندارد .
( 6 ) - مج . پا : اوامر پادشاه تبديل . مك : ندارد .
( 7 ) - مج . پا : كه عمارت كردهام .
( 8 ) - پا . مك : دلاور . مج : دلاورى .
( 9 ) - مج : آوردهام . مك : آورده .
( 10 ) - مج . پا : [ كه از طرفى دشمنى قصد كند اسباب مدافعت و ممانعت او مهيا باشد ] .
مك : اين عبارت را ندارد .
( 11 ) - عبارت : [ و اگر شمهء از آنچه ارباب حسد . . . مآل توانستى ] آمد از زيادات مج و پا مىباشد .