كنتم فى بروج مشيده ، در « 1 » بن گوش ايشان ميخواند هرچند از بهر عزيمت سفر مفر مىجستند جز سقر مقر نمىديدند ، و از هرطرف كه گوش ميكشيدند جز نداى : فمن يجير الكافرين من عذاب اليم « 2 » نمىشنيدند ، بدين منوال از ابتداء چاشت كه آفتاب دولت اسلاميان ارتفاع داشت تا نماز خفتن كه وقت افول كوكب منحوس آن ظلمهء بدكردار بود ، توالى صدمات و تعاقب صولات انقطاع و انفصام « 3 » نيافت ، چنانچه هزار و پانصد نفر از دليران كار و دلاوران آن زمرهء اشرار در عرصهء معركهء بىسر ، نعال « 4 » پايمال گشتند ، آخر الامر به حكم : ان الباطل كان زهوقا ، طاقت صولت « 5 » دولت فرزند كامكار و بهادران نصرة شعار نياوردند ، : كحمر مستنفره فرت من قسوره ، پشت داده روى بگريز نهادند ، و بسيار ديگر بعد از فرار طعمهء شمشير و تير و مقيد قيد تسخير و تاسير شدند ، و تمامى جهات « 6 » و اموال و اثقال و احمال ايشان از خيول و بغال و حواشى و حشم و خدم و قاعد و قايم و صامت و سايم به تصرف سپاه ظفرپناه درآمد ، و ابطال ابطال ، و افنا و استيصال آن ظللمهء جهال بر وجهى دست داد كه سكان و قطان بلاد و ديار از آفت مخالفت آن سگان ايمن و مطمئن گشتند .
الحمد للّه الذى صدق وعده و نصر عبده .
و صورة قتال و استيصال « نكود » بلاسود كه مقدمه اين فتح همايون « 7 » بود ، در ازاء باقى فتوحات عظمى و اتفاقات حسنى كه روزبروز سمت ظهور و بروز مىيابد آنقدر قدر ندارد كه پرتو التفات بر تفاصيل واردات آن بايد انداخت ، للّه الحمد و المنه و منه القوه و المنه ، كه از همه جوانب اسباب فتح و ظفر منتظم است ، و شمل احباء و اولياء مشمول عواطف سبحانى متفق و ملتئم و بىمحنت مسافتى ، و نقل مكانى ، و مس آفتى ، و عطفهء عنانى ، به مجرد توجه فوجى از عساكر نصرت مآثر هرروز فتحى
هامش
( 1 ) - مك : در بن گوش . مج : در گوش .
( 2 ) - مج : اليم بدين . مك : اليم نمىشنيدند بدين .
( 3 ) - مك : انفصام نيافت . مج : انفصام يافت .
( 4 ) - مك : نعال پايمال گشتند . مج : نعال گشتند .
( 5 ) - مج : صولت دولت فرزند . مك : صولت فرزند .
( 6 ) - مك : جهات و اموال . مج : جهات اموال .
( 7 ) - مج : همايون بود در ازاء . مك : همايون در ازاء .