و در آن « 1 » ديار شهر « بست » « 2 » بس بعظمت « 3 » بوده ، و در آن ناحيت جنبدى « 4 » است دو قبر « 5 » در آنجا كه آنجا ايشانرا شاهزادهاى « جنبد سرباز » ميگويند ، باعتبار آنكه چنان مشهور است كه بسيارى از ملوك و سلاطين سقف آن جنبد را پوشيدهاند چون شب در آمده « 6 » سقف « 7 » را شكافته يافتهاند چنان كه يكمن خاك و گل « 8 » و خشت در درون جنبد نيفتاده بوده « 9 » ، و يكنوبت شخصى كه جنبد را پوشيده « 10 » بوده و شكافته شده در خواب « 11 » ديده كه شاهزادهها به او گفتهاند « 12 » كه مادر عالم نمىگنجيم تو ميخواهى « 13 » كه ما را
هامش
( 1 ) - مج : آن شهر . مك : آن ديار شهر .
( 2 ) - مج : بست بس بعظمت . مك : بست بعظمت .
( 3 ) - مك : بعظمت بوده و در آن . مج : بعظمت و در آن .
( 4 ) - مج : جنبد است . مك . مد : جنبدى است .
( 5 ) - مج : دو قبر در آنجا كه ايشانرا .
مك : دو قبر آنجا كه آنجا ايشانرا .
( 6 ) - مج : در آمد . مك . مد : درآمده .
( 7 ) - مج : سقف را شكافته . مك : سقف شكافته .
( 8 ) - مج : و گل در درون . مك : و گل و خشت در درون .
( 9 ) - مج : بود و يكنوبت . مك : بوده يكنوبت .
( 10 ) - مج : پوشيده بوده و شكافته . مك : پوشيده و شكافته .
( 11 ) - مج : در خواب ديده كه شاهزادهها .
مك : در خواب شاهزادهها .
( 12 ) - مج : گفتهاند كه ما . مك . مد : گفتهاند ما .
( 13 ) - مج : ميخواهى كه ما را درين جنبد .
مك : ميخواهى ما را در جنبد .