بيت « 1 » :
بر ظلمت آشيان فنا دل چه مينهى * كز نور محض و عين بقا آفريده
در ظلمت نفوس و طبايع مكن قرار * آب حيات خور كه به چشمه رسيده
و از قفس تن و مجلس بدن پروازكنان بجانب آشيان قدس و سرابستان « 2 » ابد خراميد
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ .
عامه اهل اسلام را از استماع اين واقعه ماتم خاندان خواجه ثقلين و مصيبت جانسوز امير المؤمنين حسين تازه گشت . درخت تحمل و مصابرت همكنان را سيلابى كه از سيل آب چشمها روان بود در ربود و اطفال آمال يتيم و آبا و امهات دهر از تولد مثل او عقيم ماندند .
ع : واى نعيم لا يكدره الدهر .
للشيخ نظامى رح « 3 » :
بشتاب كه راحت از جهان رفت * آهسته مران كه كاروان رفت
راهى عدم كه هركه هستند « 4 » * از آفت قطع آن فرستند
هامش
( 1 ) - مج : بيت .
مد : ندارد .
( 2 ) - سرابستان :
و سرابوستان - باغى كه در آن خانه باشد .
ظهورى گويد :گل اميد تا بكى چينم * از سرابوستان فرض و محالفرهنگ آنندراج .
( 3 ) - عبارت : ( ع : و اى نعيم لا يكدره الدهر . للشيخ نظامى رح ) از زيادات نسخه مج مىباشد و در مد ندارد .
( 4 ) - مج : راهى عدم كه هركه .
مد : راهيست عدم كه هركه .