بودند انداختند در حال بفرمان حضرت ملك متعال آتشى كه از كانون درونهاى سوزناك مؤمنان مشتعل شده بود در آن خار و خاشاك افتاد و برافروخت چنان كه شعلهء آن بفلك اثير رسيده پنجاه مغول « 1 » دوزخى بىباك ناپاك « 2 » پاك بسوخت .
لامير خسرو « 3 » :
اى جورت آتشى به همه چرخ در زده * و آن آتش از درونه ما شعله برزده
مژگان تو بيك زدن چشم بهر قتل * آراسته دو لشكر و بر يكديگر زده
تو تيغ جور بر سر من ميزنى و من * آهم همى بگوى تو هرروز سر زده
هرچند مغولان جادويها كردند و برطبق مرويه : السحر حق ، بادها و بارانها انگيختند و سرماها عظيم شد ؟ ؟ « 4 » دو شبانه روز ديگر به حكم : لا يفلح الساحر حيث اتى ، نه جماعت كفار را سودى حاصل آمد و نه اهل حصار را نقصان ، روز ديگر دوا از سر درد فرمود تا شهاب الدين زيرك و برادر او را در پاى حصار كوسويه بقتل آوردند .
و از آنجا وقت نماز پيشين كوچ كرده عنان عناد بجانب فوشنج تافت و برهان كريمه :
كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيره باذن إله ، بظهور پيوست .
ديگر از عجايب مزارع ربع مسكون و آثار قدرت حضرت بيچون صحراى قلبندانست « 5 »
هامش
( 1 ) - مج : پنجاه مغول دوزخى . مك : پنجاه دوزخى .
( 2 ) - مج : ناپاك پاك بسوخت . مك : ناپاك بسوخت .
( 3 ) - مج : لامير خسرو . مك : و له ايضا نور مرقده .
( 4 ) - اين اعمال را كه مصنف از نوع سحر و جادوگرى دانسته در تاريخنامه سيفى هروى نيز مذكور است ، گويا مغولان توانستهاند بوسائل علمى و اعمال كيميائى حوادث طبيعى جوى مانند : سرما . ابر . باران و بادهاى مصنوعى ايجاد نمايند . دانشمندان اروپا در عصر حاضر در آخرين فتوحات علمى خود بشكافتن اتم توفيق يافته و بدان وسيله توانستهاند باران و طوفانهاى مصنوعى ايجاد نمايند ؟ ؟
( 5 ) - قلبندان : ضبط اين كلمه در جائى به نظر نرسيد .