و سلطان شهيد « 1 » سلطان ابو سعيد بر سر آن چشمه عمارتى ساخته بود مختصر « 2 » اما حضرت اعلى اين پادشاه دينپناه [ را بدان سرمنزل توجه خاطريست كه اكثر اوقات هرسال يكنوبت يا دو نوبت پرتو التفات و سايهء چتر همايونصفات بدان بقعه مىاندازند و از آبوهواى آن سرچشمه اثر صحت ذات ملكىصفات و استقامت مزاج عظيم البركات ملاحظه ميفرمايند و بيمن آن مقام مبارك تفاءول فرموده ] « 3 » بقعهء عالى و عمارات متعالى با باغات « 4 » و رياحين و اشجار و بساتين ابداع نمودهاند « 5 » و بتأثير توجه حضرتش يمن و بركت آن موضع اضعافا مضاعفه شده [ و حالا به حكم : شرب العذب مزدحم ، از اجتماع ز ايران و ازدحام مجاوران غلبه تمام و كثرت لا كلام ، و لاف مضا خجسته مقام حاصل است . و اكثر مردم هرات در فصل خزان كه وقت رسيدن فواكهتر « اوبه » است برسم گشت و تفرج بچشمهء كوبان ميروند و از آب و هوا و لطايف ميوهاء آنجا محظوظ ميگردند .
للمؤلف :
تا نگويم باغ جنت « اوبه » است * ز آنكه از صد باغ جنت او به است
نيست چون « اوبه » سمرقند ارز لطف * بهترين ميوههاى او به است
و دوشاب . و منقى طايفى آنجا كه به گل مىپرورند - و كمال تكلف است - و جوز پرمغز تنكپوست . و بادامهاى دستمال او نقل مجلسهاست ] « 6 » .
هامش
( 1 ) - مج : مىيابند و سلطان ابو سعيد . مك : مىيابند و سلطان شهيد سلطان ابو سعيد .
( 2 ) - مج : عمارتى ساخته بود مختصر اما حضرت . مك : عمارتى فرموده بود اما حضرت .
( 3 ) - عبارت : [ را بدان سرمنزل توجه خاطريست كه اكثر اوقات . . . ملاحظه ميفرمايند و بيمن آن مقام مبارك تفأئل فرموده ] . تماما از زيادات نسخهء مج است و در مك ندارد .
مك : پادشاه دينپناه بقعهء عالى .
( 4 ) - مج متعالى با باغات . مك : متعالى باغات .
( 5 ) - مج : ابداع نموده . مك : ابداع نمودهاند .
( 6 ) - عبارت : [ و حالا به حكم : شرب العذب مزدحم . از اجتماع ز ايران . . . و بادامهاى