مجمع اولياى عظام ، و منشاء علماى اعلام بوده و هست ، در وى قريب دو هزار دكانست از همه نوع « 1 » و اكثر ساكنان او اصحاب علم و انتباهاند ، و : اهل القرى « 2 » اهل اللّه . چنانچه شنوده مىشود كه در هرشبانروزى هفتصد ختم كلام اللّه در آن بقعهء مدينه اشتباه از زن و مرد آنجا خوانده مىشود ، و روزهاى جمعه « 3 » كه مردم اجتماع مينمايند از غلبه و ازدحام حكم مصر جامع ميكرد و بيشتر چنان بود كه مردم در مسجد نميگنجيدند و در ميان كوى و بازار صفوف جماعت متصل بصف مسجد مىآراستند . تا در اين فرصت از فواضل مبرّات حضرت « 4 » سلطانى مسجد جامعى « 5 » در غايت سعت و نزاهت ساخته و پرداختهاند .
و ديگر از قراى « سياوشان » است كه در بعضى از سنوات سى هزار خروار انگور در وى بتحرير آمده « 6 » و ساير الاجناس على هذا القياس .
هامش
( 1 ) - ج : قريب هزار دوكانست از همه نوع .
مك : قريب بهزار دوكانست همه نوعى .
( 2 ) - مج : اهل القرى . مك : اهل القران .
( 3 ) - مج : و روزهاى جمعه كه مردم اجتماع مينمايند از غلبه و ازدحام حكم مصر جامع ميكرد و بيشتر چنان بوده كه مردم در مسجد نميگنجيدند .
مك : و روزهاى جمعه كه مردم در مسجد نمىگنجد .
( 4 ) - مج : مبرّات حضرت سلطانى . مك : مبرّات سلطانى .
( 5 ) - مج : جامع . مك : جامعى .
( 6 ) - مج : انگور بتحرير آمد . مك : انگور در وى بتحرير آمده .