تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه سفر مازندران ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
تا رفت فكر كند كه كجا بايستم بجهة خالى كردن تفنك يك مرتبه از پائين دست جنكل سمتى كه مرالها بودند صدائى بلند شد معلوم شد كه مرال ميآيد به سمت ما ميديدم كه جنكل را مىشكافت كه صداى اشجار بكوش ما ميرسيد امّا خود مرال پيدا نبود آقا وجيه ملتفت شد كه مرال از طرفى كه جنكل نبود بيرون ميآيد مرال كه از جنكل بيرون آمد فىالفور مه كرفت معلوم نبود كه مرال كجاست