بود جنكل كمى داشت دست چپ حاجى شكارچى از همان راه كوه آمد كفت مرالها ميچرند پياده شده با دوربين نكاه كردم چهار مرال ماده بنظرم امد اكرچه حاجى شكارچى مىكفت كه يك نر هم هست در باب شكار رفتن كه بچه نوع بايد رفت و شكار كرد آراى شكارچيان مختلف شد بعد حاجى شكارچى چند پياده برداشته برد كه مرالها را سمت ما رم بدهد ما هم رانديم سوار اسب قزل
روزنامه سفر مازندران ( فارسى ) — صفحة 50
مساهمون: ايرج افشار
ص٥٠