تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه سفر مازندران ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
ترجمه كرد بعد از نهار سوار شده دو سه ميدان رانديم حالت زمين مثل اوّل بود قرقاول هم زياد بود بعد رسيديم بمردابى زمين نيزار و لجن و بسيار بد شد محمد باقر قروقچى ميان كاله بسيار خر است هيچ حرف نميزند سؤالى هم كه مىشود نفهميده لاعن شعور جواب ميدهد اين مردكه نكفت كه آخر اين راه منتهى بمرداب و لجن‌زار مىشود خلاصه او را جلو انداخته با ميرشكار و غيره بركشتيم