شايد مترتب آيد .
الحمد لله تعالى منظور و آرزويى كه در فقرهء اولى داشته كه اتحاد و ازدياد دوستى با سلاطين عظيم الشأن فرنگستان و شناسايى و ملاقات شخصى باشد در كمال خوبى و استحكام به عمل آمد و ان شاء الله تعالى رجاى واثق است كه ساليان دراز باقى و برقرار بماند . ليكن منظورات ثانوى كه شرح داده شد به واسطهء حالت رسميه و دعوتهاى متواليهء پادشاهان عظيم الشأن به مهمانىها و غيره كه با كمال خوشحالى و خرمى قبول مىفرمودند و ديد و بازديد شاهزادگان بزرگ و پذيرفتن اكابر و اعيان ممالك و شهرها و سفراى خارجه مجال و فرصت آن را نداد كه بتوانند به اخذ مسايل مبادرت نمايند . چون در هر قرن و زمانى به خواست خداوند متعال صنعت و تربيت و ترقى ملل در مملكتى منتشر و شايع مىشود چنانچه هزار سال پانصد سال قبل از اين تربيت و علوم در مشرق زمين متداول بود ، يك وقتى در مملكت يونان ، وقتى در ايام قياصره در روم ، وقتى در چين و هندوستان . چنانچه اختراع باروط كه امروز حل و عقد صلح و جنگ بسته به قدرت اوست ، اول در چين شد و از آنجا به ساير ممالك و اروپ منتشر شد و همچنين يكى از هديههاى هارون الرشيد براى شارلمان پادشاه فرانسه وضع و صنعت ساعت بوده است كه جزء صنايع آن زمان مشرق بوده است . همينطور تربيت و ترقى را ملل و دول به نوبه از همديگر اخذ مىكردند و مىكنند . پس بر مردمان بينا و بصير ملل لازم است كه در هر جا سراغ ترقى و تربيت و صنايع بكنند عقب آن بروند و اخذ نمايند و به طرف خود جذب و جلب نمايند . امروز اين رشته ترقى و نظم بر همه كس آشكار است كه در ممالك اروپ يافت مىشود . پس لازم است كه از آن سرچشمه طلب اين مقاصد عاليه را بنمايند و مراودات خود را با آن ممالك براى تحصيل اين مطلب نشر بدهند و زياد نمايند . لهذا سركار اقدس بازهم در اول بهار سنهء آتيه بارسئيل بخواست خداوند متعال خيال سفر فرنگستان را دارند . من غير رسم با كمال سادگى بدون قبول تشريفات و
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 292
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٢٩٢