تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
موقعى كه از ايران عبور ميكرديم هموطنهاى آنها به ما رحم نكردند ولى معذلك زجرى كه بيچاره‌ها درين‌جا ميكشند واقعا غير قابل تحمل است . رقت و ترحم اين اشخاص كه برده‌فروشى در كشورشان معمول نشده و ناله و نفرينى كه در اثر اعمال خلاف انسانيت قرقچى « 1 » ها از حلقومشان بيرون ميآيد به قدر كفايت زمينه بدست انسان ميدهد تا از وضعيت فلاكت‌بار اسراء در تركستان تا حدى باخبر شود . حال بايد احساسات يكنفر دهقان مرزهاى ايران را كه به اسارت درآمده ولو آنكه در بين اقران خود خيلى هم فقير و بىچيز باشد مجسم كرد . همين كه در ضمن يك شبيخون از ميان خانواده‌اش به زور ربوده مىشود و غالبا با بدن مجروح او را به يك چنين جائى ميآورند فورا لباسهايش را با چند تكه كهنه پارهء تركمنى كه به زحمت قسمتى از بدنش را ميپوشاند عوض ميكنند . پاهايش را در بخو ميگذارند و در هر قدمى كه برميدارد مچ‌هاى مجروحش احساس درد تازه‌اى مىكند . در روزهاى اول و بلكه هفته‌هاى اول اسارت او را پرهيز سختى ميدهند و شب‌هنگام ، براى مسدود كردن راه فرار يك قره‌بوقرا « 2 » ( حلقهء آهنين ) هم بگردنش ميبندند و آن را بميخ طويله‌اى متصل ميسازند بطوريكه كوچكترين حركتش باعث برهم خوردن زنجير و توليد سروصدا ميگردد . اين شكنجه‌ها هرگز پايان نمىيابد مگر آنكه اقوام يا دوستان او حاضر شوند فديهء لازم را بپردازند . در غير اين صورت فورا او را در همانجا به فروش ميرسانند يا بوسيلهء راه‌پيمائى اجبارى او را به سمت خيوه يا بخارا حركت ميدهند . گوشهاى من هرگز بصداى ناهنجار اين زنجيرها عادت نميكرد ولى اين آهنگ شوم در زير چادر هر تركمنى كه داراى مقام و ظاهر آراسته باشد به گوش ميرسد . دوست ما خان‌جان هم از اين غلام‌ها داشت كه عبارت بود از دو جوانك هجده تا
هامش
( 1 ) - چنان كه قبلا هم ذكر شد اين كلمه معنى راهزن ميدهد ( 2 ) -Karabogra