خوب استفاده كرده و منافع سرشارى برده است . حاجى قارى مسعود كه در مسجدى منزل كرده يعنى در چادرى كه بجاى مسجد به كار ميرفت مورد دستبرد قرار گرفته بود و پس از آنكه موضوع را مدتى بدون نتيجه دنبال كردند ايشان ( يا كشيش ) اعلام كرده بود كه درصورتىكه اموال مسروقه پيدا نشود دزد را نفرين خواهد كرد . هنوز بيست و چهار ساعت نگذشته بود كه سارق از كردهء خود سخت پشيمان شده خود را آشكار ساخت و علاوه بر آنچه برده بود هديهاى هم بعنوان كفاره بر آن اضافه نموده تحويل داد . اجازه ميخواهم داشتن اين گونه سجاياى اخلاقى را بكارآگاهان پليس انگليسى سفارش كنم شايد بدينوسيله بتوانند منبع اطلاعات خود را تكميل نمايند .
رفقا همچنين راجعبسرنوشت قافلهاى كه بايد به سمت خيوه حركت كند اطلاعات اميدبخشى به من دادند و تعريف كردند كه اطباء به خان خيوه شير گاو ميش تجويز كردهاند و چون اين حيوان هنوز در آنكشور بومى نشده لذا بكاروانسالار ( كاروانباشى ) « 1 » خود مأموريت مخصوص داده تا دو جفت از آنها را براى او خريدارى نمايد اين مأمور رسمى تا استرآباد آمده و ما بايستى با استفاده از مراجعت او سفر خود را قرين موفقيت سازيم . واقعا هم بخت بما يارى كرده بود كه در تحت هدايت چنين شخصى كه همهء راههاى نامرئى صحرا را بلد بود مسافرت نمائيم .
درين ميان يك موضوع خيلى اسباب تعجب من بود و آن اينكه غالب همسفرها ازين سرزمينى كه آنهمه مهماننوازى و فتوت در آن ميديدند فوق العاده تنفر داشتند و به همين زودى از زندگى بين تركمنها خسته شده اظهار ميكردند كه هركس داراى كمى احساسات بشرى باشد منظرهء شكنجههائى كه به اسراء بيچارهء ايرانى ميدهند برايش عذاب واقعى محسوب مىشود . درست است كه اينها كافر و ملحد هستند و در
هامش
( 1 ) - كاروانباشى يعنى رئيس و راهنماى قافله كه معمولا بامر خان به اين سمت منصوب مىشود و جادههاى مختلف را كاملا مىشناسد هر كاروانى كاروانباشى مخصوص دارد كه در بين ساير افراد بطور وضوح سرشناس است و نام قافله هم تابع اسم او مىباشد .