اونبورگ و كراچى از بخارا يكاندازه فاصله دارد و ممكن بود اين شهر اخير كه جزو خاك انگليس - و - هند بشمار ميآيد اولين مركز تجارت بريتانيا قرار گيرد و رفتن از آنجا بآسياى ميانه از راه هرات بسيار آسانتر است تا عبور از صحرا هاى بين روسيه و سه خانات مركز آسيا . بنابرين اگر تجارت انگليس تحت الشعاع تجارت روس قرار گرفته است بعقيدهء ناچيز من بايد دلايل ذيل را در آن ذيمدخل دانست :
1 - روابط تجارتى روسيه و تاتارستان از چندين قرن پيش بوجود آمده و حال آنكه كشور اخير با انگلستان نسبتا تازه دادوستد پيدا كرده است و چنان كه ميدانيم شرقيها در حفظ عادات عادى و قديم خود بىاندازه پافشارى دارند .
2 - روسها كه داراى مرز مشترك و متصل هستند بسليقه و احتياجات ساكنين آسياى ميانه بهتر آشنا ميباشند و ازين لحاظ از صاحبان كارخانهء بيرمنگام و منچستر و گلاسگو بيشتر تجربه دارند و اين عقبماندگى وقتى جبران خواهد شد كه مسافرين اروپائى بتوانند درين سرزمينهائى كه امروز كوچكترين ديدار آن با اينهمه مخاطرات توأم است آزادانه حركت كنند . ازين نقطه نظر افغانستان هم در عرض بخارا قرار دارد .
3 - جادهء هرات كه براى عبور و مرور بسيار مناسب مىباشد اين عيب را دارد كه بواسطهء تشكيلات اصولى حكومت كه پايهاش بر چپاول قرار گرفته تاجر خارجى را رم ميدهد . در اين خصوص آنچه بايد بگوئيم قبلا گفتهايم و حاجت به شرح و بيان تازه نميباشد « 1 » . به غير از روابط تجارتى با روسيه ، تركستان مناسبات ديگرى هم با ايران دارد كه فعلا تا مدتى متوقف شده است و از راه هرات پشم گوسفند و ميوهجات خشك و مواد رنگرزى و بعضى پارچههاى بومى ارسال مىشود
هامش
( 1 ) - رجوع شود به فصل 14 .