زمينهاى حاصلخيزى كه در بعضى نقاط در طول جيحون و « مرغاب تجند » و « گرگان و اترك » در دست دارند و در آن كمى به امر زراعت ميپردازند بقيه كشور تركمنها عبارت از صحراى بىپايانى است كه جز دهشت چيزى در آن يافت نميشود و انسان ميتواند چندين هفتهء متوالى در آن پرسه بزند بدون آنكه به سايهء يك درخت يا يك قطره آب براى رفع عطش دسترسى پيدا كند . در زمستان سرماى سخت و برفهاى ضخيم و در تابستان گرماى گيجكننده و شنهاى متراكم هردو به يك كيفيت عبور وادى خاموشان را دچار مخاطره ميسازد و تفاوتى كه طوفانهاى هردو فصل كه دو نقطهء مقابل را تشكيل ميدهد باهم دارد اين است كه بعضى اوقات مسافر را در زير تودههاى ريگ از بين ميبرد و گاهى در عمق بعضى باتلاقهاى پر از آب او را مدفون ميسازد .
براى اينكه بتوانيم با دقت بيشترى تقسيمات تركمنها را مطابق آنچه خودشان قبول دارند نمايش دهيم تصور ميكنم بايد اصطلاحات مخصوص خودشان را هم مورد استفاده قرار دهيم . در فكر ما اروپائيها وقتى از « شاخه » يا « طايفه » صحبت مىكنيم مقصودمان اين است كه هركدام از مليت واحدى مشتق ميشوند . ولى تركمنها كه بنابر قديمىترين روايات خود هرگز داراى چنين وحدت و جامعهاى نبودهاند ، نژادهاى مختلف خود را « خلق » ( به زبان عربى مردم ) مىنامند و اين خلقها را چنين اسمگذارى كردهاند :
1 - چاودور
Tchaudor
2 - ارزارى
Erzari
3 - آل على
Alieli
4 - قره
Kara
5 - سالور
Salor
6 - ساريق
Sarik
- 7 تكه
Tekke
8 - گوكلان
Goklen
9 - يموت
Yomut
حال اين خلقها به « طايفه » و طايفه به « تيره » تقسيم مىشود : بنابراين دو اصطلاح اخير را ميتوان « شاخهء يك ايل » ( درصورتىكه ايل را تنه حساب كنيم ) و شاخههاى فرعى شاخهء اصلى به حساب آورد . اكنون ما اين تقسيمات كل را