مىچرخيد خريد و فروش مىرفت . متصدى آخرى باز مبلغها استفاده مىبرد . مثل كليد انبارهاى مال التجاره كه پنجاه جا فروش مىرفت . باز دستهء كليد در دست دلال بود و مشترى مىآمد و در انبار باز مىشد . حقهها ، شيطنتها در اعضاء دولت براى فروش دسته كليد و امتياز مناقصهها بود كه عقل جن نمىرسيد . آى منافع بردند ، آى كلاه دولت را برداشتند كه انسان مات و متحير مىماند . ما هيچ راه آن را بلد نيستيم . مىشنويم توضيح مىدهند . تا كسى داخل كار نباشد حقهها و شيطنتهاى آنها را نخواهد دانست . مقاطعهكار يك حزبى شده . در هر كافه آنكه زياد پول خرج مىكند ، با خانمها ور مىرود حتما يا مقاطعهكار است ، يا پسر تجار تازه به دوران رسيده ، يا دزد ادارى .
خيلى لاغر شدهام چهار انگشت زيرشلوار گشاد شده كمكم از درد و نخوردن غذاى مقوى بنيه تحليل مىرود .
صدر الاشراف لجوج
يكشنبه 17 تيرماه ، 27 رجب ، مبعث - شاه براى سلام بهانه آورد كسالت دارم . اما گفتند براى اقليت و اكثريت ناز كرده . آنها هم با هم لجبازى مىكنند . صدر هم آخوند ، آخوندزاده ، لجوجتر از آنهاست .
حزب ارادهء ملى
روزنامهها دو دستهاند . يك دودستگى هم در خارج توده و حزب سيد ضياء [ است ] كه حزب مرام ملى « 1 » اسم گذاشته . سيد ضياء پرده از روى كار برداشت . در محل حزب ( كلوپ ايران كه پانصد هزار تومان خريد مبلغها هم خرج تعميرات كرد . همان خانهء صاحباختيار است در خيابان سعدى ) واضح علنى به روسها بدگوئى كرد و اغتشاشها را به گردن او گذاشت كه به وسيلهء حزب توده اين مملكت را مىخواهد بولشويك كند ، و اين كار خوب نبود . مردمان فهيم بد گفتند چرا بايد علنا ناسزا گفت .
ژاپون
ژاپن بسيار بد گرفتار شده ، متفقين زورآور شدهاند . روز و شب بمبهاى ده تنى پانزده تنى به شهرها افكنده مىشود . هزار هزار طياره به شهرها حمله مىآورد . شهرها هم تخته و مقواست زود شعلهور مىشود . چهار مليون غير نظامى تلف شده ، دو مرتبه هم
هامش
( 1 ) - نام آن ارادهء ملى بود . ( ا . ا . )