تجار و مقاطعهكارها
اين تجار تازه به دوران رسيده و مقاطعهكارها تمام باغات دور [ و ] ور ما را خريده عمارات چند طبقهء عالى بنا نمودهاند . روزگار به اين نحو بگذرد تمام اين ييلاقات ملك آنها خواهد شد .
حاجى علينقى كاشى
باغ مرحوم نبيل السلطنه كه چهار هزار ذرع است جنب باغ من و رعيتى است عمارت مختصرى دارد حاجى علينقى كاشى به مبلغ يكصد و پنجاه هزار تومان خريدارى و قرب سيصد چهارصد هزار تومان خرج بناى عمارت نموده . هيچ بنائى را به اين مفصلى و به اين سرعت من نديده بودم به اتمام برسد . اين كاشانى از دولت سر يك كارخانهء نخريسى در سمنان كارش به اينجا رسيده كه ذرعى چهل تومان باغ تجريش بخرد . در حالى كه اين باغ پسكوچه [ است ] و آب روان هم ندارد . اين قبيل تجار تازهچرخ زياد شده [ اند ] و بىمحابا بدون تعمق ملك مىخرند عمارت مىسازند و تا دهن باز كنى فلان باغ ، خانه ، ملك ، دكان فروشى است مثل ريگ پول مىدهند . اين آدم پنبه را از دولت ( انحصار بود ) به لطايف الحيل ارزان خريد و به هر قيمت دلش خواست فروخت ( نخ را ) .
تجار سابق
ما سابقا هيچ اسم مليون در تجارتخانه نمىشنيديم . حالا طورى شده كه همه از مليارد صحبت مىكنند . تجار خيلى ساده زندگانى مىكردند ، حالا هرقدر بخواهيد مجلل . هركدام دوتا سهتا اتومبيل دارند . خسروشاهى همسايهء من دو مهمانى كرد گمان مىكنم در هريك هفت هشت هزار تومان خرج آن كرد .
مستأجر من نوهء ملك [ التجار ] بوشهرى است . يك شب مهمانى كرد سيصد يا چهارصد مهمان بود . دو دسته موزيك رقص ، آواز ، مسكرات گرانبها . تا ساعت پنج و نيم از نصف شب گذشته مشغول بودند . هر مهمانى براى كسب منافع و مقصودى است كه ميلياردر شدهاند .
اين انحصارهاى دولت و مقاطعهكارى دولت آنها را به اين پايهومايه رسانيد . آن تجار قديم كه داخل نشدند و مال خود را حرام و حلال نكردند همان سرمايهء سابق را دارند .
مقاطعه يا مزايده يا مناقصه كه دولت مىداد ، خصوصا راهآهن ، ده دست آن مناقصه