تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 8052

مساهمون:

ص٨٠٥٢
جمعيت آنجاست .

سالنامهء آريان

پارسال شركت آريان چهار تومان گرفت سالنامه و تقويم آن خيلى خيلى بهتر بود ، امسال ده تومان به زور اصرار و ابرام گرفت به مراتب كتاب و تقويم بدتر شده است به جاى آن‌كه بهتر باشد . اين است حال رشد و تكامل ما . چهارشنبه 8 فروردين - اين ايام من از خانه بيرون نرفتم يعنى به واسطهء كسالت و لكنت‌زبان خوب نبود هم بروم . تمام فاميل و آشنايان ديدن كردند . تا پاسى از شب ما مشغول پذيرائى بوديم .

دكتر قاسم غنى و اوراق قديم

دكتر قاسم غنى اهل سبزوار وكيل و وزير سابق ، اديب باكمال مايل به نوشتجات محترمين و شاهزادگان سابق است . دو دفعه به وسيلهء سهامى عباس ميرزا شوهر جان‌جان اينجا آمد . دو مجلد جنگ مرحوم شاهزاده را برد خواند . مجموعهء بسيار نفيسى از عكس و فرامين و دستخطهاى شاه و غيره ، قباله‌جات كهنه ، خطوط وزراى سابق از بين نوشتجات مرحوم پدرم عليه الرحمه ، مسعود ميرزا جمع و جلد كرده بنا شد روزى آمده به دقت ملاحظه كند . قضا را با هيئت نمايندگى ايران به سان‌فرانسيسكو مأمور شد . معاينهء دهان و زبان مرا كرد قرص و شربت داد . او هم نويد آمدن دكتر فرهاد و رسيدن راديوم و برق را داد . معلوم شد او هم علاج فورى قطعى به نظرش نيامده است . تكليف من چيست نمىدانم . اين مجموعه را سلطان مسعود زحمت كشيده و جمع كرده است . دوشنبه 13 فروردين 1324 - براى آن‌كه امروز رفتن باغ تجريش صعوبت داشت ديروز از صبح رفتيم . ناهار خوبى تهيه شده بود . عزيز الملوك خانم همشيره و جمعى بودند . جمعيت خيلى زياد آمده بود . من از باغ بيرون نرفتم . خيلى باصفا بود . بهار بسيار ممتازى شده كه چند سال بود نديده بوديم .

قيمت طلا

در عين خوشى گفتند دست‌بند طلاى تاجلى خانم به دست بچه‌اش عباسه بود گم شد . آنچه گشتند تجسس كردند آب شد و به زمين فرورفت . ده روز قبل قريب چهارصد تومان عباس خريده بود . طلا در اين جنگ بر خلاف آن جنگ گران است . اين را مثقالى