گرانى و نطق چرچيل
گرانى و تنزل همهچيز ما بسته به نطق مستر چرچيل است . هروقت گفت فتح نزديك است نرخها تنزل مىكند . گفت طول دارد گران مىشود . با حملهء اروپا همهچيز [ را ] بيرون ريختند توى خيابان و بازار ، اينك همه را مخفى [ كردهاند ] . زينب خانم بازار رفته بود بعضى لوازم بلور و چينى بخرد . چون همه شكسته يا گم شده [ بود ] نخريديم به آخر جنگ گذاشتيم . حالا ناچار شديم كم و كسر را به هر شكل است بخريم .
قيمت چينىآلات
زير استكان دانهاى پنجاه ريال كه يك ريال قيمت آن بود . كاسهء آبگوشتخورى دانهاى يكصد و چهل ريال هشت ريال بود . يك سرويس غذاخورى شش نفرى هفتاد تومان بود به هزار و پانصد تومان قيمت رسيده است . همهچيز همينطور . اصولا مىگفت دكانها خالى بود . يا تمام شده يا مخفى كردهاند . پارچه باز بالا رفته . قرقرهء نخ دانه [ اى ] شش ريال و قس على هذا .
وفات شعاع الدين ميرزا
25 دى - پس از نوشتن [ شرح ] مهمانى جمعه 22 دى تلفن زدند شعاع بدحال است بيائيد . به اتفاق پسر عم عين الملك ركنى رفتم . كار از كار گذشته بود . بسيار گريه كردم ، زارى كردم . جنازه را حسب الوصيه قم بردند در مقبرهء قهرمان ميرزا جدش . از عهد شباب من او يك دوستى و رفاقت بخصوصى داشتيم بالاتر از خويشى . غم و اندوه من خيلى از فقدان او زياد شد . ختم را در روز يكشنبهء گذشته مسجد مجد الدوله گذاشتند . روز سرد برفى بود . با اين حال جمعيت پير و جوان بسيار بود . هشتاد و يك سال داشت ، ضعيف و بىبنيه [ بود ] . چهار پسر و چهار دختر از دو زن خود دارد كه مرحوم شدهاند . همه بزرگ ، صاحب زن و شوهرند . شش ماه قبل مالش را تقسيم كرد ، رحمة اللّه عليه .
زارى مكن كه نشنود او زارى * كى رفته را به زارى باز آرى
ضمير مرحوم شعاع گواهى به مرگ مىداد كه ما را دعوت كرد و آخرين وداع را نمود .
شعاع خوشمزه ، شوخ و بذلهگو بود . عربيت و ادبيت كامل داشت . زبان خارجه نمىدانست و سواد علوم جديدش كم بود . شعر مىگفت ، « پرتو » تخلص داشت . خدا رحمتش كند ، ديگر براى ما كه باقى ماندهء آن نسليم گذشت آنها عوض ندارد . تولدش ماه رمضان 1282 قمرى بود . روى هم سى و هشت اولاد با نوه و نتيجه داشت .