ميرزا پسرش بالاى آن سوار شده از راه چشمهء قصابان عازم مىشديم . از بس شعاع تنبل بود گاه دو ساعت دم دروازه بايد خميازه بكشيم تا بيايد كه غالب موارد فحش و ناسزا بلكه كتك [ كارى ] واقع مىشد . در چشمهء قصابان زيارت عاشورا ، لعن و سلام و دو ركعت نماز كرده بعد صرف ناهار شده پياده تا حضرت عبد العظيم مىرفتيم . زيارت و نماز را كرده با ماشين مراجعت به شهر [ مىشد ] . اما امروز در اين دهه من كه نتوانستم روضه بروم چه رسد پياده حضرت عبد العظيم . جوانها كه خودم در زمرهء آنها بودم هميشه مىگفتيم عبادت در ايام پيرى . حالا كه پير شديم مىبينيم نه قادر به عبادت هستيم نه معصيت . هردو در عنفوان جوانى نه در زمان پيرى مگر . . . « 1 » در صورت تمكن خدا قسمت كند .
دهه ابر بود ، گاهى بارندگى ، روضه زياد . امروز قسمت شمال شهر چندان خبرى نبود . اگر دستهاى هم حركت كرد بىريا و معقولانه بود . در قسمت جنوب شهر شورشان بيشتر بود . رويهم رفته بىرياتر و معقولتر از قبل بود ( قبل از سلطنت پهلوى ) . و الا اوايل خودش جلوى دسته مىافتاد ، شب غريب با شمع و بساط و صاحبمنصبان جلوى دسته و نوحهخوانى مىكرد و مردم را فريب مىداد كه بعد باعث آنهمه خرابى و بدنامى مذهب شد .
در پائين شهر خواستند تعزيه خوانده زخم بزنند مانع شدند ، نزاع شد . جمعى از پاسبان و غيره مجروح و يك نفر هم كشته شد .
حاجى ربابه
حاجيه ربابه خانم معمارزادهء اصفهانى به دستيارى محمد على نادرى و محمود رضوان سردفتر شمارهء 50 با 480 نفر زن و مرد در حدود 700 ، 249 ، 40 ريال كلاهبردارى كرده . به اين معنى كه [ فروش ] املاك خود را به دستيارى سردفتر در دفتر ثبت نمىكرد و در سند مالكيت ذكر . هر ملك را ده جا فروخته يا بيع شرط گذاشته است .
كشف [ شد ] و در تعقيب هستند . كار يك زن كه اين باشد واى به تقلب مردها و رؤساى ادارات و تجار بىهمهچيز . سردفترها را به رشوه واسطهء اينهمه برقرار كردند كه هزار مفاسد برخاسته تازه مىخواهند شروطى براى سردفتر برقرار [ كنند ] و به مجلس ببرند .
« پس از تنه سرحساب » . از قرار مرقومات جرايد چهارصد مليون ريال در دفاتر اسناد رسمى كلاهبردارى شده است .
هامش
( 1 ) - يك كلمهء ناخوانا ( مقصود حج است ) .