تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 8033

مساهمون:

ص٨٠٣٣

مهمانى

يكشنبه 19 آذر - امشب انوشيروان ميرزا اخوى جشن و مهمانى مفصلى از تمام اقوام نزديك خود گرفته [ است ] . زينب ، تاجلى ، بتول و مسعود رفتند . من به واسطهء نقاهت و سردى هوا و مراجعت در نصف شب معذرت خواسته منزل ماندم . الساعه عباسه و مينو با پرستارهاى خود و كبرى در اطاق من پاى بخارى مشغول بازى و استماع راديو هستند . جاى عباس ميرزا و مهندس بهمن در اين مهمانى بسيار خالى است . عباسه پاى موزيك رقص مىكند . مينو تازه چهار دست و پا حركت مىكند ، داد و بيدادى هم مىكند . قشنگ شده است . 20 آذر - سواى آنها كه در ضيافت انوشيروان ميرزا به معاذيرى نتوانسته بودند حاضر شوند هشتاد خانم و آقا حضور داشتند و بسيار مجلس انس خوبى فراهم شده بود كه همه از اين ضيافت ، غذا و چيزهاى ديگر آن تعريف كردند .

قيمت لبو و پنير

لبو ( چغندر پخته ) پست‌ترين و ارزان‌ترين اغذيه و پست‌ترين كسب ايران بود . امروز خروارى چهارصد ريال مىخرند [ و ] دو هزار ريال مىفروشند . سواى آنچه خورده به بچه‌ها مىدهند كه از خروارى سه هزار ريال تجاوز مىكند . پنير يك سير سه شاهى بود امروز سيرى شش ريال و پنجاه دينار شده . حاجى سيد مجتبى خودمان مىگويد اگر شهردارى ما توانست نرخ لبو و پنير را عادلانه معلوم و اداره كند ما كارهاى ديگر را از او توقع داشته باشيم . راست هم مىگويد .

لغو اختيارات ميليسپو

جمعه 24 آذر - امروز صبح آقاها از همدان مراجعت كردند . كارها را انجام داده بودند . برف و سرما به شدت و بر خلاف پارسال بود . پائيز خوبى بود ، زمستان هم خوب شد . انشاء اللّه جنگ هم تمام شود . اختيارات ميليسپو هم ديروز ملغى شد ، سال خوشى خواهد بود .

اجرت حمامى

حمام كوچك ما تعمير برداشته ناچار حمام بيرون مىرويم تا درست شود . من هنگامى كه دروازه قزوين خانه داشتم حمام حاجى كاظم مىرفتم ده شاهى - پنجاه دينار
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 8033 | قهرمان ميرزا عين السلطنه