خواب مسافران
هر مرتبه كه اتو مىايستاد مسافرين خارج مىشدند . هنگام سوارى باز آن هياهو ، نزاع ، قالمقال گاراژ شهر درمىگرفت . تا يكى دو فرسنگ كه مىرفتيم خواب غلبه مىكرد ، به چرت كه مىافتادند سكوت جاىگزين آن هياهو مىشد . خود اين چرت مسافرين يكى از نمايشات كمدى بالابلندى بود كه هرقدر ما مىخواستيم از خنده خوددارى كنيم ممكن نمىشد . كلهها بود كه روى صندلى مىخورد . سرها بود كه به همديگر اصابت مىكرد . پرشها بود كه از خواب مىكردند . خميازهها بود كه به مثل نفير گاو و الاغ كشيده مىشد . داستانى ، حكايتى كه بايد ديد .
تمدن و اخلاق
هركس مىخواهد نتيجهء اين مدت [ مقالات ] نويسندگان جرايد و خطابهء خطباى ما و نظامات رضا شاه پهلوى را در تمدن و اخلاق ما مشاهده كند سفر كوچكى در اين كاميونها به يك شهر يا قلب مملكت ما بكند تا ملاحظه كند پايه و مايهء آن تا چهاندازه است . به حمد اللّه سوانحى جز همين مطالب كه ما عادت به آن كردهايم رخ نداد .
منازل راه مشهد
ناهار در سرخه ، شام در دامغان ، مختصر خواب در شاهرود ، ناهار در عباسآباد كه معدن مس دارد ، شام سبزوار ، چاى صبح در قدمگاه ، ناهار در باغچه ، شب چهارشنبه ساعت هشت وارد مشهد مقدس ، يكسر از گاراژ [ به ] دولتسراى شاهزاده محمد على ميرزا ركن الدوله فرماندار مشهد .
مهمان ركن الدوله فرماندار مشهد
شاهزاده و دخترش زهرا خانم از ما پذيرائى گرم [ و ] نرمى نموده داخل سالن شديم .
كاغذ من رسيده بود ، ليكن تلگراف حركت نرسيده بود . فرمودند دو سه خانه ديده شده .
آنكه قابل توقف شما باشد دويست و پنجاه تا سيصد تومان كرايه [ مىشود ] . خانهء زوارى البته كمتر است . ليكن شما نمىتوانيد در آنجا منزل كنيد و آسايش داشته باشيد .
من اصرار كردم كه توقف ما در اين راه دور باعث ناراحتى ما و شما مىشود . گفتند اينجا هستيد تا خانمها منزل مناسبى پيدا كنند ( كه هرجا رفتند قابل پسند آنها نشد . بالاخره اصرار شاهزادهء ما را در خانهء او متوقف كرد . )