شده بود . چنان حواسش پريشان شده بود كه ترسيدم از درشكه پرت شود . دم كوچه پياده شديم . زهرا عباسه را آورده [ بود ] گرفتم بوسيدم . فاطمهء الموتى تندتند دست را ماچ مىكرد ، گوئى از مكه آمدهام . پنج تومان به درشكهچى دادم . تا آمد حرف بزند توپيدم ساكت شد . كورس ما در تهران دو هزار بود . اين دو كورس است پنج تومان مىدهى ناراضى است .
وارد خانه شدم چراغهاى حياط روشن [ بود ] ، خانمها دم حوض بودند . همه را بوسيدم . رفتيم بالا . اطاق خواب و نشستن شب را زينب تغيير داده به « پتى سالن » مبدل كرده بود . بزرگتر است ، رو به قبله و شرق در دارد . كرسى و بخارى بود گرم ، نرم . شكر خداوند را به جاى آوردم كه خودم و سايرين سلامت هستيم . عباس ميرزا ، مسعود ميرزا بعد آمدند . چهار ماه و سه روز مسافرت طول كشيد . شام خوبى خورده استراحت شد .
عينآباد
4 شنبه هفتم دى 1322 ، غرهء محرم 1263 ، 29 دسامبر 1943 - هوا هيچ به زمستان شباهت ندارد . اثرى از يخ و برف و سرما نيست . بهمن در كوريجان مانده اصلا ميل به نوكرى ندارد . [ مشغول ] مزرعهء عينآباد [ است ] . آنچه از قنات سالور مشروب مىشود عينآباد اسمگذارى شده و بهمن اين مزرعهء جديد را از عمو و پسرعمو يوسف پنج ساله اجاره كرده . [ سه ] سهم كه مال خودش است ، از من هم مقدارى غله و پول براى بذر و مساعده آنجا گرفته . روى رودخانه هم ناو محكمى ساخته كه آب را بدان سمت ببرد كه اراضى باير مرغوبى دارد .
روضهخوانى
تكايا و مساجد خصوصا مسجد شيخ عبد الحسين شروع به روضهخوانى كردهاند . در اغلب خانهها هم روضه است . دستى از آستين درآوردهاند خداوند قبول كند .
تسليم شدن ايطاليا
در 17 شهريور ايطاليا بلاشرط تسليم شد مقدمهء اين كار محرمانه در ليزبن پايتخت پرتقال ديده شده بود .