تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7925

مساهمون:

ص٧٩٢٥

قيمت برگ درخت

حبوبات ، سيب‌زمينى ، كشمش مبلغى پائين آمده ، اما كاه چهل تومان يونجه شصت . برگ درخت سعيديه را خودم حضور داشتم خروارى پانزده تومان مردكه خريد . استكان چاىخورى هشت هزار [ شده ] ( دو عباسى بود ) . آقا مهدى مىگفت يك احمقى آمد در دكان ذرعى شصت تومان مخمل پرده خريد . اينها امروز وارده نشده همه در انبارهاست ، در انبار قفل است دلال به اين و آن مىفروشد . دقيقه‌به‌دقيقه بالا مىرود . شخصى قسم مىخورد بقدرى در انبارها برنج و روغن ، حبوبات از هر قبيل موجود است كه حساب ندارد .

پول سياه

يهوديها اين پول سياه ما را جمع كرده‌اند و در همدان يك تومان پول سياه بخواهى در كمال زحمت فراهم مىشود . گفتند چهارده خروار پول سياه كه حمل مىشد در كرمانشاه گرفتند ، مال يك يهودى بود يا چند نفر . مجازات و حبس شده . كمى پول و اين مجازات جلوگيرى از اين مردم بىشرف ، بىانصاف نمىكند . شلاق لازم است آن هم علنى در حضور مردم تا بلكه مثل سابق مفيد واقع شود . رئيس نظميهء همدان مىگفت دزدى را گرفتيم صد و دو دفعه سرقت كرده بود . به عدليه فرستاديم يك حبسى معين كرد خريد تمام شد رفت سر دزدى خودش .

بخارى نفت سياه

يازدهم آذرماه - درشكه يازده تومان كرايه كرده آمديم كوريجان . يك بخارى كه با نفت سياه مىسوزد در بيست و شش تومان خريده آوردم اطاق ما را بسيار گرم كرد . اين بخاريها دو سال است معمول شده . نفت سياه هم خيلى ارزان است صرفه دارد . زغال در همدان صد و سى و چهل تومان شده بود ، هيزم بيست و پنج تومان .

شكار بچه‌ها

يوسف [ ميرزا ] و بهمن الحمد للّه سلامت بودند . چند مرغ آبى شكار كرده بودند . بهمن يك خوك زده بود ، اما قوچ ، ميش ، بسيار ديده بودند ليكن شكار نشده بود . دولت به هزار ماجرا سه تفنگ گلولهء پنج تير روسى به ما داده . يكى هجده فشنگ استدعا كرديم رئيس امنيه بيشتر بدهد وعده داد ، اما هنوز نداده .