تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7760

مساهمون:

ص٧٧٦٠
برخى مىگويند امتيازنامهء جديد در سفارت طهران تحرير شده صدى بيست و پنج مىدهند . دولت هم بنزين و نفت خواهد گرفت ، در مقابل جلوگيرى از تجارت روس مىكنند و به هر قيمتى دولت مايل باشد مىفروشد . تتمهء آن را هم خود انگليسها در داخلهء مملكت ما به مصرف فروش رسانده منافع عمده نصيب آنها و دولت مىشود .

استعفاى تقىزاده

علىاىحال چون دور از محيط اين وقايع هستيم بايد منتظر ايام باشيم . تقىزاده را شاه فحش داده بود استعفا داد . احضارش كرد استعفا را به دستش داده ناسزاى زياد گفت و بعد فرمود برو سر كارت . من هروقت بخواهم توى فلان شما زده معزول مىكنم « 1 » ( اين انتقام فحشهاست كه بىجهت به محمد على شاه مىداد . ) مسعود از اول ماه روزه گرفته عباس نتوانست . به‌به دو سه روز گرفت بدون امر من ، به صرافت مقدس شدن . بهمن كه شيخ شده . ما يك خروس انوشيروان ميرزا را كه متصل به حياط ما مىآمد گرفته ذبح كرده خورديم . بهمن اجتناب كرد كه حرام است و نخورد .

نتيجهء دعواى با معتمد الممالك

استيناف من و راد حكمش صادر شد و سرازيرى را تا قعر دره به او داده درختها را به من . اما مىنويسد مغرس معلوم نيست ، مال شما باشد . راد هم در اطراف نهر حق تصرفات ندارد . حكمى از اين بىمعنىتر صادر نشده . به توسط حاج اعتضاد وكيل من تميز دادم . چطور تا قعر دره مال او ، چطور درخت مال من . اما زمين مال من نيست . چطور تا قعر دره را ملك او دانسته [ اند ] اما حق تصرف ندارد . اين قاضى [ كه ] حكم ناحق ديگرى هم داده بود منتظر خدمت شد . هوا كه بسيار سرد بود سه روز است ملايم شده . برفها و يخها آب شده باران آمد . اما
هامش
( 1 ) - مرحوم اللهيار صالح كه پس از وزير ماليه شدن على اكبر داور به وزارت ماليه منتقل شد و پس از چندى معاون داور شد چندين بار و براى اشخاص مختلف روايت كرد كه در ميان اوراق پرونده‌هاى اطاق وزير ماليه قبلى ( تقىزاده ) جواب دفتر مخصوص به امضاى حسين شكوه الملك را ديده و خوانده بود . مىگفت مضمونش شبيه اين بود كه اعليحضرت فرمودند دورهء اين‌گونه كارها ( شايد هم گفت هوچىبازيها ) منقضى شده است و ما هروقت لازم باشد كسى را كه به او احتياجى نباشد معزول مىكنيم . مرحوم دكتر جواد شيخ الاسلامى هم كه از اللهيار صالح اين مطلب را شنيده بود در نوشته‌هاى خود نقل كرده است . روايتى كه عين السلطنه در همان زمان نوشته است به صورتى ديگر مؤيد همان مطلب است و معلوم مىشود كه اين قضيه در زمان خود مطرح و عين السلطنه هم شنيده بوده است ( ا . ا . ) .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7760 | قهرمان ميرزا عين السلطنه