تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7758

مساهمون:

ص٧٧٥٨
مىدانند .

فوت مزين الدوله

نقاش‌باشى ميرزا على اكبر خان مزين الدوله مرحوم شد . نود سال داشت . معلم مرحوم شاهزاده بود . اول معمر شهر .

فوت نجم السلطنه مادر دكتر مصدق

شنبه 10 دى ، 3 ماه رمضان - چند روز بود حالم بهتر بود به خانهء عميد الدوله رفتم . معلوم شد نجم السلطنه مرحومه شده سر ختم رفته . خانهء عزيزه خانم [ رفتم ] ، نبود منزل [ آمدم ] . هوا سرد ، نسيم سرد ، مجددا سرما خورده قولنج شديد ، هر دو پا به شدت درد گرفت . دوشنبه 19 دى ، 12 رمضان - تا امروز در زير كرسى افتاده‌ام . فعلا دردها تخفيف يافته مگر ورم زانو . شدت درد بىنهايت بود . معالجه همان گردهاى مسكن و روغن‌مالى به توسط شوكت خانم كه در مدت زندگانى پدرم مجرب شده است . هوا سرد [ بود ] . ديروز كمى برف آمد .

انفصال تيمورتاش و ارتباط به داستان نفت

آقاى تيمورتاش وزير دربار پهلوى منفصل [ شد ] و اين يك امر مهم بزرگى بود . اين كار هم متمم همان داستان نفط است . دربار وزير لازم ندارد . چيزها مىگويند . چهار صد هزار تومان از بانك برده ، چه از كجا ، چه از چه جا . امورات در پرده و مرموز است . قمر الدوله وارد شد . داور و علاء و انتظامى « 1 » منشى نهم دى حركت [ كردند ] . 23 ژانويه 3 بهمن محاكمه است . ژاپن ، چين را دارد بلع مىكند . منچورى را دولت بزرگى نموده اعتنا هم به مجمع اتفاق ملل ندارد . امورات ما خوب نيست . درآمد نداريم . خرج زياد شده ، روزبه‌روز زيادتر هم مىشود .
هامش
( 1 ) - نصر اللّه انتظام درست است . ( ا . ا . )