شود خداوند عالم است .
پدر من طمع به ملك و مال كسى نداشت . اگر مثل ساير آنها كه مىشناسيم متعدى بود امروز ما داراى چند كرور ملك و مال بوديم . با اين حال اينطور گرفتاريم ، چه رسد به وراث اشخاصى كه مثل باقلوا و حلوا ملك و مال غير را مىخوردند ، ضبط و تصرف مىكردند . الان مىبينيم ورثهء سپهسالار ، عين الدوله ، جهانشاه خان افشار و غيره و غيره چه حال فلاكت دارند . باز ما شاكريم كه جان داشتيم و مال پدرمان حلال بود و بسيار هم خوب دفاع نموديم . اگر ما هم يك پسرهاى بىعرضهء پخلى بوديم كه تمام اختيار را به دست وكيل مىداديم كارمان خراب اندر خراب بود . چنانچه با همه صرفهجوئيها و دقتها تا درجهاى خراب است .
فايدهء ثبت اسناد
اين ادارهء ثبت اسناد و اين دفتر اسناد رسمى ازدواج و طلاق يكى از آن مؤسسات نافع مملكتى است كه به همت آقاى داور وزير بىنظير عدليهء ما داير شده . اگر خداوند از حوادث او را مصون بدارد به كلى منازعات ملكى ، حقوقى ، ديون اجارات رفع مىشود .
حاليه ما در اين سن به اين قانون مصادف شدهايم داستان عليحدهاى است . خوب بود در عهد اسلاف ما واقع مىشد كه ما خلاص شده بوديم . حال هم ما دچاريم و انشاء اللّه تمام كنيم كه اخلاف ما اگر قدر بدانند آسوده [ باشند ] و نتيجه را ببرند . بههرحال فعلا اين ثبت املاك يك منازعاتى بين مردم ايجاد كرده كه همسايه با همسايه ، برادر با برادر ، حتى پدر با پسر دچار و مبتلاى آن هستند . تا چه وقت خاتمه پيدا كند نتيجه ببرند . اما دولت در وضع اين دو سه قانون منافع كلى حاصل مىكند و بطور اجبار مردم بايد مثل ريگ پول بدهند . به همه حال شكر بايد كرد كه مبادا از اين بدتر گردد .
تمثيل در مورد رفعت السلطان
در خاتمه تمثيلى يادم آمد كه راجع به شغل رفعت السلطان است . در اروپا مردى از بيكارى مىناليد . با عيال خود مشورت كرد كه چه شغلى انتخاب كنيم . پس از مذاكرات طولانى رأى دادند شغل سمسارى آسانتر و منافع آن بيشتر خواهد بود . براى سمسارى اسباب و مخلفات لازم است ، از كجا و چه جا بياوريم . پس از مداقهء كلى مرد گفت اول اسبابهاى خانهء خود را در دكان گذاشته مىفروشيم تا كمكم مردم اسباب نزد ما براى فروش بياورند . صبح دكانى باز كرد و تمام مخلفهء خانهء خود را آنجا بردند و بناى فروش گذاشتند . حالا هم آقاى رفعت السلطان امير شاهى چون كسى به وى وكالت نمىداد ،