آقاى عماد السلطنه كه سيزده ماه تمام است در بستر افتادهاند . ثالثا گرفتاريهاى پىدرپى در عدليه . من كه الان اينجا نشستهام با ساير اخوانم چندين محاكمه داريم كه يكىيكى شرح مىدهم .
محاكمات
بعد از فوت مرحوم شاهزاده ( آبان 1308 ) كه ما ترك خود را به ما صلح نموده بود همشيرههاى ما آغاز سخن كردند . بالاخره نفرى ده هزار تومان ملك گرفتند و صلح جديدى نمودند به توسط مرحوم ميرزا رضا خان نائينى مدعى العموم تميز و سه نفر از حكام شرع رسمى عدليه .
يكى از همشيرهها ( ماهوش خانم ملقبه به نواب عاليه ) كه شوهرش ميرزا محمد على خان رفعت السلطان قزوينى حيات داشت سالها در عدليه [ بود و ] بعد خارج شده بود و وكالت مىكرد به جان ما افتاد . هرجا را ثبت داديم اعتراض كرد كه يك سهم از سيزده سهم ملك عيال من است . براى املاك شمران در طهران و محكمه بدايت ( و اين عرضحالها پس از يك سلسله تظلماتى است كه مشاراليه از بابت سرپرستى الموت از مرحوم پدر ما ادعا مىكرد و دو سال طول كشيد و بالاخره محكوم شد ) . پس از محاكمه و مخارج زياد محكوم بر بىحقى شد . استيناف داد روز اول آذر 1311 جلسهء محاكمهء دومى معين شده بود . من و نوشيروان ميرزا كه اينجا هستيم وكيل داريم . آقاى عماد السلطنه به واسطهء كسالت اسقاط حضور كرد . افخم الدوله خودش مدافعه مىكند ( و اين اظهار قانوندانى حاج آقا گاهى به ما صدمه مىزند ) . محاكمه شده معلوم نيست چه رأى خواهند داد .
محاكمهء ديگرى جمعا از بابت خسارت با او داريم آن هم اول آذر بود .
محاكمهء ديگرى من در اعتراض ورثهء سپهسالار به بيشهء شمران دارم قطع نشده است .
محاكمهء ديگر و تحقيق محلى باز در بيشهء تجريش با آقاى راد مستشار عالى تميز دارم كه هشتم آذر روز آن بود . اين راد زمين بياضى بايرى بالاى بيشهء من خريده ذرعى سه هزار و ده شاهى ، طمع به مظهر قنات گلاب كه در بيشهء من واقع است نموده . با وصف آن كه قبالهء او حدود معين دارد از آن بالا سى ذرع جستن آقاى مستشار فرموده به مظهر قنات ادعا مىكند ( در غيبت من حاج آقا وكالت تامه دارد ) .
در همدان اجماعا با رفعت السلطان محاكمه داريم و تعيين جلسات هم خيلى متفاوت ، نوشيروان ميرزا در مورد كوريجان 14 مهر . افخم الدوله هم از طهران آمد . دفتر بدايت همدان منظم و مرتب نيست . سه دوسيه تمام مغشوش بود به زحمت ترتيب داده